شنبه ۹ مه ۲۰۲۶
شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
جوانان
جوانهایی که نوع زندگیشان طوری است که آن را به طرف همان ادا اطوار لاتهای محله شان و طرف خلافکاری سوق می دهد. بخصوص جوانهای حاشیه نشین. جوان های بیکار آمده از شهرهای دیگر برای یافتن کار! کودکان و نوجوانان کار وِلو در خیابانها. که همین طور در هم میلولند . چند نفری در یک اطاق کوچک فاقد هر امکان زندگی میکنند. از هیچ کار خلاف روی گردان نیستند. هیچ مرزی را رعایت نمی کنند.
پاتوق های وسط شهری مال جوانای طبقه متوسط است که محل زندگیشان هم به نوعی وسط شمال و جنوب است. میشه گفت از ونک به پائین. بیشترین بخش جمعبتی جوانها.هرتیپی توشون هست دختر و پسر. ازنوازنده تا خواننده تا شاعر، بچه های گوشه گیر، عمدتا بیکار. بچه های استادان دانشگاه ها،بچه های پزشگان و مهندسان کم در آمد که اسم ورسم دارند اما کم پولند خلاصه از همه جور.
محصول مشترک یک حکومت شتر گاو پلنگ بنیاد گرا و یک جامعه ناقص، ترس خورده، متوهم، دماغ بالا واز خود راضی. خانواده هائی که برای آرامش بخشیدن به فرزنداشان قوائد خانه وخانواده را بهم ریختند بی توجه به آینده و نتیجه کارشان محیط خانه را هتل کرده اند وخودشان شده اند نوکران بی جیر و مواجبی که فقط سرویس می دهند بچه بزرگ کردنده اند.
بیفرهنگی غریبی بر جامعه حاکم شده. همه ماهواره دارند دلشان می خواهد مثل کسائی که در تلویزیونهای فرضا من وتو و یا کانالهای ترکی نشان می دهند زندگی کنند آنوقت بیرون خانه با آدمها و قید و بندهائی مواجه میشوند که مال عهد حجر است. هضم کردن این همه تفاوت بخصوص برای طبقه متوسط بسیار سخت است.
شما بر باد رفتن و پرتاب شدن بیشترما رابه قعر جهنمی که جمهوری اسلامی ساخته است ندید. ضربات روحی که روزانه به ما وارد می شود کسی نمی بیند. روانشناسها می گویند: "بیست میلیون ایرانی از اختلال روانی رنج می برند"؛ درست نیست ما جوانها همه روانی شدیم. کسی که علاف است دیروزش با امروز و امروزش با فردا فرق نمی کند و هیچ چشم اندازی ندارد و هیچ کجا به بازی گرفته نمی شود و ارزشی برای او قائل نسیتند؛ روانی که چه عرض کنم دیوانه میشود.
نمی توان ایراد گرفت به جوانی که وقتی به جنس مخالف خود می رسد او را تنها در یک وجه سکسی می بیند. چرا که تمام مدت سراین مسئله در گیر بوده! تصویر کرده است. ترس خورده، اجازه نزدیک شدن نداشته، رابطه لطیف و انسانی دختر وپسر گناه کبیره است .هر چیز هم که گناه باشد میل به آن زیاد تر می شود . شاید در هیچ کشوری به اندازه ایران فکر دختر وپسر این قدر مشغول هم نباشد!
گسترش گفتمان امنیت گرایی از سال 2015 به این سو که پناهجویی را تهدیدی برای امنیت ملی سوئد و اروپای تلقی می کند نگاه منفی به پناهجویان همچون سربار جامعه یا تهدیدی علیه فرهنگ و هویت ملی را تشدید کرده است.
بیکار تا ظهر میخوابی. دور خودت میپیچی هزار یک فکراز سرت میگذرانی ازفکرکار تا فکر دختری که دوستش داری، فکر خانه، زندگی، ماشین. همان موقع مادر صدایت میزند بیا نهار بخور؛ همان طور که در کودکی صدایت کرد. شرمنده مانند همان کودک بر سرسفره مینشینی و میدانی که پدر دارد در بیرون جان میکند تا این سفره گشوده شود.
این جریان اعتراضی با هدف عدم انتقال دانشکده هنر و معماری به سوهانک و هم چنین با توجه به مشکلات عدیدهی دیگر این دانشکده از جمله؛ سیر صعودی افزایش شهریهها، حذف اساتید باتجربه و خبره، نبود امکانات و شرایط نامناسب کارگاهها، تفکیک جنسیتی و برخوردهای شدید حراست با دانشجویان برای پوشش آنها شکل گرفته و علیرغم اعتراضات پیاپی، دانشجویان این دانشکده هیچگونه پاسخی مبنی بر تغییر وضعیتشان دریافت نکرده اند.
سرکوب خیزش هیجده تیر نشان داد که به عقب راندن استبداد نه تنها نیازمند سازمانیابی فراگیرتر و ایجاد تشکلات پایدار و مستقل در درون جنبش دانشجوئی است بلکه همچنین درگرو تداوم، اتحاد و همبستگی تمامی جنبش هایی سکولار و دمکراتیکی است که برای تحول جامعه می کوشند. امروز با برآمد دوباره جنبش کارگری و طرح شعارهایی در آن و در جنبش دانشجویی مبنی بر پیونند زدن آن با مطالبات زنان و کارگران، زمینه فراگیرترشدن این حرکت ها افزایش یافته است.
علاوه بر جمهوری اسلامی، این اعتراضات مخالفان دیگری نیز داشت. شعارهای دانشجویان به مذاق جریانات پروغرب، که دل در گروی تغییر به دست آمریکا دارند، خوش نیامد. در تجمع دانشگاه تهران مخالفت مشخص این جریانات به مرکزیت گروههای سلطنتطلب با شعار «علینژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد» بود. شعاری که مرزبندی مشخص دانشجویان تجمعکننده را با جریانات پروغرب و ترامپیست نشان میداد.
یكی از دلایلی كه باعث ایجاد بیگانگی جوانان از حكومت و جامعه شده، این است كه به خواستها و الگوهای زندگی آنان اصلاً توجه نشده است. در این سالها همواره برای آنان بدون حضور و نظر خودشان برنامه و طرح ریختهاند و به آنها گفتهاند كه چگونه فكر و زندگی كنند. هیچگاه از جوانان پرسش نشده كه چگونه میخواهند باشند و زندگی كنند. در این سالها همواره با آنان با ستیز برخورد شده و حتی دقیقاً با گروهی از آنان به عنوان حاملین فرهنگ "فاسد غربی" مقابلهی خشونت آمیزی انجام گرفته و میگیرد.
چرا مشغلهی ذهنی فعالین دانشجویی و یا تشكلهای دانشجوئی فقط به هزینه دادن در مبارزه متمركز شده است؟ چرا دانشجویان به چگونگی پایین آوردن این هزینههای سنگین در مبارزه بیشتر توجه نمیدهند؟ در ایران در محیط دانشگاه دارند شرایطی را ایجاد میكنند یا كردهاند كه هر نوع فعالیت فعالین دانشجوئی غیر خودی و نیمه خودی از حكومت، با دادن هزینه مواجه شود! باید به بیرون آمدن از این فضا تلاش كرد.
بلند کردن هر صدا در سپهر سیاسی کشور از سوی جنبش دانشجویی، یک نیاز مبرم می نماید. این اما زمانی ممکن می شود که خود این جنبش برای متحد کردن ها پیش از همه خود را متحد کند. جنبش دانشجویی با اتحاد است که خواهد توانست نقش آفرین جنبش دمکراتیک کشور باشد. دانشجویان می توانند ابراز همبستگی میان جنبش های تبعیض ستیز برخاسته به اعتراض علیه زورگویی های قدرتمداران حاکم را آشکارا به نمایش بگذارند.
صدها هزار جوان تحصیلکردە و خلاق کشور ناامید از یافتن کار و خدمت بە کشور و مردم خودشان طی چند دهە اخیر بە امید یافتن کار و آیندە بهتر بە کشورهای مختلف مهاجرت کردەاند. میلیونها جوان تحصیل کردە کە فاقد امکان مهاجرت هستند و یا مایل بە مهاجرت نیستند و با ادامە وضع موجود آیندە روشنی را جلوی خود نمیبینند
فصلنامهی مُروا زیر نظر شورای سردبیران با مسئولیت دو سردبیر: مراد رضایی و علی صمد
همکاران این شماره: دکتر مهرداد درویش پور، مراد رضایی، بهزاد کریمی، علی صمد، صادق کار
همکاران این شماره: دکتر مهرداد درویش پور، مراد رضایی، بهزاد کریمی، علی صمد، صادق کار