سهشنبه ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶
سهشنبه ۹ تیر ۱۴۰۵
mai 2025
گذارطلبان فرصتشناس هستند. آن ها به کاهش هزینههای اعتراض و پایین آوردن ریسک مبارزه با رژیمهای اقتدارگرا را برای افزایش مشارکت شهروندان در جنبشهای اجتماعی توجه جدی دارند. ازاینرو گذارطلبان از فرصتهای سیاسی و اجتماعی، برای پیشبرد گذار استفاده میکنند. این ویژگی متاثر از جنبشهای اجتماعی نو است که در آن پیش از اتکا به هیجانات آنی، به عقلانیت و خرد جمعی توجه میشود.
اگر در نظر بگیریم که مسأله مبرم و دیرینه جامعه ایران، بحران مزمن «چرخه معیوب استبداد» بوده است، هر تکاپو و تلاش سازنده باید معطوف به عبور از این چرخه معیوب باشد. چرخه ای که از انقلاب مشروطیت بدین سو که مردم ایران پس از قرنها برای دست یابی به اعمال حاکمیت خود و تدوین قانون دموکراتیک و برآمده از اراده خود و نمایندگان واقعی خود بپا خواستند، تا کنون گرفتاراین چرخه معیوب بوده است.
مطالب این شمارە:
اوج گیری اعتراضات اجتماعی ورویکردهای پیش روی - صادق کار
تحول اندیشه درباره فقر: بررسی تعاملات بخش چهارم - نوشتۀ راوی کانبور Ravi Kanbur و لین اسکوایر Lyn Squire
همدستی ضد کارگری میان دولت و سرمایە داران واقعیتی غیر قابل انکار - صادق
فریاد رسی بە غیر خود کارگران وجود ندارد - ع. امید
و...
اوج گیری اعتراضات اجتماعی ورویکردهای پیش روی - صادق کار
تحول اندیشه درباره فقر: بررسی تعاملات بخش چهارم - نوشتۀ راوی کانبور Ravi Kanbur و لین اسکوایر Lyn Squire
همدستی ضد کارگری میان دولت و سرمایە داران واقعیتی غیر قابل انکار - صادق
فریاد رسی بە غیر خود کارگران وجود ندارد - ع. امید
و...
ما، اعضای کارزار، با درود به تمامی حامیان «نه به اعدام»، از همه مردم بهویژه جوانان میخواهیم در هر کوچه و برزن، صدای اعتراض خود را علیه این مجازات ضدانسانی بلند کنند و به هر شکل ممکن از این حرکت حمایت کنند. ما از تمامی مخالفان اعدام دعوت میکنیم در کنار خانوادههای دادخواه بایستند و در تجمعات اعتراضی آنان را تنها نگذارند.
ما از دست رفتن دوست گرانقدر محمد تقدیری را به خانواده گرامی او، به بویژه همسر عزیز و مهربانش فریده و فرزندان دوست داشتنی او پگاه وسپیده، و به تمام یاران و خویشان او تسلیت میگوییم و خود را در این اندوه شریک می دانیم.
آنانکه آغاز نولیبرالیسم را پایان تاریخ اعلام کردند هم اکنون از توهم اندیشه پردازی برون آمده و چشمان غنوده اشان به بردگی نوین باز گردیده و دانسته اند، اعتراف به ستمگری نولیبرالیسم سر می دهد که پایان تاریخ هم دروغی از سر شوخی با جهان بوده است، دروغی بزرگ با جهانی که به دو اردوی متخاصم اشتی ناپذیر تقسیم شده است. دریک سو، دستان غارتگر و آغشتهِ به خون میلیونها انسان و قصابانی همچون ناتانیاهو و ترامپ و دیگر سران کاخ سفید، نسل کشی به راه انداخته و در سوی دیگر میلیاردها انسانهایی که زیرِ خطِ فقرِ مطلق و گرسنگی دست و پا می زنند.
این حرکت ستایش برانگیز پرسشی بنیادین را پیش می کشد: چرا در حیات سیاسی ایران، شاهد هیچ حرکت مدنی مستقل و گسترده ای علیه جنایات آشکار اسرائیل در غزه نیستیم؟ این سکوت سنگین، به ویژه از سوی نیروهای دموکرات و انساندوست کشور، که خود را به اصول جهانشمول عدالت متعهد می دانند، چگونه قابل توضیح است؟
آدرنو مدعی بود که در جوامع طبقاتی کاپیتالیستی امپریالیستی، سونامی و موج اطلاعات انبوه و لذت های صوری آبسترکت و مصنوعی انسان را همزمان به حماقت میرسانند. او دیالکتیک روشنگری را دیالکتیک عقلگرایی نامید و میگفت عقلگرایی و روشنگری در فاشیسم و در دیکتاتوری به دوران بربریت و به تاریکی بازگشته اند، و روشنگری که هدف نجات انسان را داشت اکنون به تخریب خود می پردازد و شبیه اسطورههای تخیلی خرافاتی در راه پیشرفت کور شده. او در سال ۱۹۶۴ میلادی با دشمن دیرین خود هایدگر تصفیه حساب نمود و زبان مذهبی و شیهه وار او در هستی شناسی حماسی را مورد نقد قرار داد.
این خطوط ممتد نشسته بر دیوار
به کجا می رود..؟
تو چوب خطِ خودت را بزن
بر این دیوار وُ...این تاریکی
من می شمارم
زوال روزها را که همه شب بود
به کجا می رود..؟
تو چوب خطِ خودت را بزن
بر این دیوار وُ...این تاریکی
من می شمارم
زوال روزها را که همه شب بود