جمعه ۳ ژوئیه ۲۰۲۶
جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵
janvier 2026
ویدا ربانی، عبدالله مومنی و مهدی محمودیان، از امضاکنندگان «بیانیه ۱۷ تن» در ایران، امروز بازداشت شدند.
این بیانیه که به تازگی در واکنش به قتلعام مردم در دیماه منتشر شده، رهبر جمهوری اسلامی را بعنوان مسئول اصلی این جنایت علیه بشریت معرفی کرده و خواستار محاکمه آمران و عاملان دستگاه سرکوب و پایان جمهوری اسلامی شده بود.
این بیانیه که به تازگی در واکنش به قتلعام مردم در دیماه منتشر شده، رهبر جمهوری اسلامی را بعنوان مسئول اصلی این جنایت علیه بشریت معرفی کرده و خواستار محاکمه آمران و عاملان دستگاه سرکوب و پایان جمهوری اسلامی شده بود.
اکبر سوری، زاده ۱۳ مهر ۱۳۳۰ در شهر قم، از همان آغاز جوانی، زندگی را در مسیر آگاهی، مسئولیت و تعهد اجتماعی برگزید. تحصیل کرده رشته ادبیات دانشگاه اهواز بود، اما روح ناآرام و آزادیخواهش او را به صف مبارزه سیاسی کشاند. اکبر سوری انسانی شریف، نیککردار و آرمانخواه بود که تمام عمرش را در خدمت به مردم و در آرزوی سعادت آنان سپری کرد. رفتنش برای ما باورکردنی نیست. راه و یادش، همچنان زنده است.
ما بر حق غیرقابلانکار ملتها برای تعیین سرنوشت خویش تأکید میکنیم. آزادی نه صادرشدنی است و نه موضوع معاملهٔ میان دولتها. هیچ مداخلهٔ امپریالیستی هرگز عدالت یا کرامت را برای مردمانی که مدعی «آزادسازی» آنان بوده، به ارمغان نیاورده است. تاریخ این را به ما آموخته و ویرانههایی که برجای میگذارد، بارها و بارها آن را تأیید میکند.
حملە احتمالی نظامی امریکا، آنطور کە بعضا تصور می کنند محدود بە حذف خامنەای و ترور فرماندهان نظامی و سیاسی و زدن تاسیسات هستەای و موشکی، نخواهد بود. امریکا برای آنکە بتواند مانع از واکنش نظامی فوری و موثر حکومت بشود، نیاز دارد دامنە حملات اش را گستردە کند تا بتواند سیستم دفاعی ایران را برای مدتی فلج نماید.
حزب چپ ایران که پیش از این در ارتباط با تروریستی دانستن سپاه پاسداران در جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی موصع گرفته بود اکنون نیز بر این باور است که افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی بر سپاه پاسداران، تحریم هدفمند این نهاد و قرار گرفتن آن در فهرست سازمان های تروریستی، همزمان محکوم کردن سرکوب های جمهوری اسلامی و "آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی، معترضان، مدافعان حقوق بشر و روزنامه نگاران"، اقدامی مفید و موثر است و آن را در جهت تضعیف ماشین سرکوب جمهوری اسلامی ارزیابی می کند.
جمهوری اسلامی و رهبر جلاد آن خامنهای مانند هر دیکتاتور دیگری برای بقای دیکتاتوری خود همچنان بر سرکوب و کشتار ادامه میدهد و هرچه جنبش آزادیخواهی تواناتر و متشکل تر شود از هراس سقوط دست به کشتار بیشتر خواهد زد. اما در نهایت خروش یکپارچه مردم آزادیخواه ، توانا و شجاع آنانرا به زباله دان تاریخ خواهد سپرد و جامعه ای برپایههای دموکراسی ، سکولاریسم و عدالت اجتماعی را برپا خواهد کرد .
هر روز اخبار اجرای اعدامها به گوش میرسد. حاکمیت بداند که حتی اعدام هزاران زندانی سیاسی در دههی ۶۰ نیز نتوانست مانع تداوم حقخواهی و مطالبات آزادی خواهانه و برابری طلبانه مردم شود. کشتار جمعی و اعدامهای امروز نیز، در جامعهای بهمراتب گستردهتر، آگاهتر و متکثرتر، نهتنها قادر به مهار اعتراضات و نارضایتیهای عمیق اجتماعی نخواهد بود، بلکه بر دامنهی خشم عمومی خواهد افزود. کمهزینهترین راه برای مردم و کشور، کنار رفتن فوری همه شما و توقف بیدرنگ ماشین کشتار، سرکوب و ویرانی کشور است.
مردم خواستار تامین شرایط امن برای مداوای زخمی ها، آزادی زندانیان سیاسی، متوقف کردن بازداشت ها و سرکوبها و توقف مصادرە اموال بازداشت شدگان ، پایان دادن بە آزار و اذیت و پیگرد و مجازات خانوادەهای جانباختگان و نهادهای مدنی، حق تشکل و اعتراض، قطع سانسور، توقف بی احترامی اوباشان حکومتی بە آرامگاە های جان باختگان، ، قطع مزاحمت برای صاحبان کسب و کار و تامین معاش و ایجاد ثبات اقتصادی، محاکمە آمران و عاملان جنایات و تشکیل کمیتە حقیقت یاب توسط نهادهای مستقل حقوق بشری تحت مدیریت سازمان ملل هستند.
ادبیات گسترده ای نیز وجود دارد که نهادهای تجارت برده را با تلۀ فقر در آفریقا مرتبط میسازد. از مهمترین محققان این حوزه می توان به اینیکوری (Inikori)، مانینگ (Manning) و میلر (Miller) اشاره کرد. اینیکوری در اثری در سال 1992 استدلال میکند که اکثریت عظیمی از کسانی که به بردگی گرفته و "صادر" میشدند، افراد آزادی بودند که به زور اسیر شده بودند. اسارت اشکال گوناگونی داشت، از جمله آدمربایی، یورشهای سازمانیافته توسط دولت، جنگ، گروگذاری، از ...
این رژیم باید بوسیلە یک انقلاب سرنگون شود و خواهد شد. هر چند کە نمی شود جلوی فوران خشم همە ی مادران و پدران هزاران جانباختە را در فازهای بعدی انقلاب گرفت، و انقلاب خودش روشهای مبارزاتی اش را فارغ از نصایح کلیشەای این و آن انتخاب خواهد کرد، غیر از اینکە آرزو کنیم مراحل پیشرفت انقلاب هرقدر کە ممکن است کمتر همراە با خشونت باشد، کار دیگری از دست مان ساختە نیست.