چهارشنبه ۲۵ مارس ۲۰۲۶
چهارشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۵
فرهنگ و هنر
مومنی قلم به دست
با جسارتی بدور از خرد
پیامی داد !...
"باچوب کبریت به جنگ خورشید رفتن
به معنی سوختن و خرید مرگ از خداست
با جسارتی بدور از خرد
پیامی داد !...
"باچوب کبریت به جنگ خورشید رفتن
به معنی سوختن و خرید مرگ از خداست
ما که می خواهیم
همه زندگی کنند
عشق زلال؛ چون آب روشن باشد
انسان بودن و انسانیت مرامی همگیر شود.
[به این امید !
روزی دردها پایانی داشته باشد
همه زندگی کنند
عشق زلال؛ چون آب روشن باشد
انسان بودن و انسانیت مرامی همگیر شود.
[به این امید !
روزی دردها پایانی داشته باشد
بگذار تا بسوزد آتش
'بگذار تا بسوزاند
بگذار سیل را که روان گردد؛
ویران کند ستبر بنایی را
کو با نهیب ستونهاش، استوار،
بس ریشه ی درختِ پربار زندگی را خشکانده ست
'بگذار تا بسوزاند
بگذار سیل را که روان گردد؛
ویران کند ستبر بنایی را
کو با نهیب ستونهاش، استوار،
بس ریشه ی درختِ پربار زندگی را خشکانده ست
چرا باید من از مرگ بترسم
نه مرد قدرت بودم و قاتل کسی!
اگر نتوانستم فاشیستها را شکست بدهم
[چون ضعیف تر بودم
مرگ برای من جزی از زندگی ست
و من زندگی را
آنطور که هست پذیرفتم
نه مرد قدرت بودم و قاتل کسی!
اگر نتوانستم فاشیستها را شکست بدهم
[چون ضعیف تر بودم
مرگ برای من جزی از زندگی ست
و من زندگی را
آنطور که هست پذیرفتم
برای رهای از درد
باید همچون بارش باران
همچون سیل بی امان
طغیان شد و پرچم عشق را
را به هر خونه برد
باید همچون بارش باران
همچون سیل بی امان
طغیان شد و پرچم عشق را
را به هر خونه برد
با قلم نویس ساده
قلبم را با نان گرم از سفره عیانی
و ذهنم را با قوانین پوچ بردگی
وجودم را با مماشات
یا تن دادن به فاحشگی
و وجدانم را نه با ننگ
بلکه در جنگ با کتابهای بیگانه از شعور
با دروغهای بر گرفته از جعل تاریخ
با بتهای ساخته شده ازخدایان واهی
قلبم را با نان گرم از سفره عیانی
و ذهنم را با قوانین پوچ بردگی
وجودم را با مماشات
یا تن دادن به فاحشگی
و وجدانم را نه با ننگ
بلکه در جنگ با کتابهای بیگانه از شعور
با دروغهای بر گرفته از جعل تاریخ
با بتهای ساخته شده ازخدایان واهی
دیشبی بود
در میان مستی دو دل
به همسرم می گفتم
دانی که چرا؟
عشق به خانه ما مهمان است
چون ما بیگانه باجهل و
دشمن به هر باوری که؛
بانی جدایی انسان است.
در میان مستی دو دل
به همسرم می گفتم
دانی که چرا؟
عشق به خانه ما مهمان است
چون ما بیگانه باجهل و
دشمن به هر باوری که؛
بانی جدایی انسان است.