جمعه ۸ مه ۲۰۲۶
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
گفتمان
ما، به عنوان فرد باید همواره نسبت به زندگی دیگران بردبار باشیم و در زندگی و کردار روزمره بر تحمل دیگران تمرکز داشته باشیم. تحمل دیگران معنایش به چالش کشیدن برخوردهای کلیشهای و پیشداوریهایی که معمولاً در باره دیگران در طی کار و یا در محیطهای اجتماعی و حرفهای با آن روبرو میشویم، است.
تحقق رواداری امری دشوار است. رواداری اخلاقی از ما میطلبد که پارهای از قویترین واکنشهای عاطفی خود را مهار کنیم: واکنشهای منفی به افراد، رویکردها و رفتارهایی که مایه انزجار ما هستند. بدون تنش میان واکنشهای عاطفی و تعهدهای اخلاقی، تحمل صرفاً تبدیل به بیتفاوتی میشود.
یکی از «توضیح»ها نپذیرفتنِ این ایده است که ظهور راستِ رادیکال -بهویژه در ایالات متحده و اروپا- را به موج مهاجران نسبت میدهد. مهاجران بهانهای مناسب و همچنین دستمایهیِ نیروهای بیگانههراس و نژادپرست هستند، اما به هیچ وجه «علتِ» پیروزیِ آنها نیستند. علاوه بر این راست افراطی در بسیاری از کشورها -برزیل، هند و فیلیپین- بدون اینکه به مهاجران اشارهای شود در حال پدیدارشدن است.
سنگینی وزنه قدرتمداری سیاسی سوسیالیستی توسط نمایندگان سیاسی اردوگاه کار در کفه تراوزی مدیریت کلان اجتماعی، بصورت انگشت سبابه ای است که چهار ستون دیگر راهکارهای اقتصادی مسیر ساختاری سوسیالیستی ذکر شده در بالا را به همدیگر گره زده و بصورت یا مشت سفت و محکم و گره خورده ای شکست ناپذیر تبدیل نموده و مسیر ترقی و رشد سوسیالیستی را بی بازگشت می نماید.
مشروطه طلبان و سلطنت طلبان می گویند رضا پهلوی سخن جدیدی نگفته و سلطنت را نفی نکرده است. اما برخلاف گفته آن ها، رضا پهلوی مواضع جدیدی اتخاذ کرده، از مدعی و میراث سلطنت فاصله گرفته و به جمهوریت روی آورده است. این نشانگر حقانیت و اتوریته جمهوریت است. اما خطا است که تصور کنیم که رضا پهلوی کاملأ از جایگاه سلطنت بریده و بعد از این همانند یک جمهوری خواه عمل خواهد کرد. مصاحبه رضا پهلوی در جمع خصوصی ایراد شده و هنوز بندهای زیادی او را به سلطنت و سلطنت طلبان وصل می کند.
پرسش "آیا جنبش فدائی برنامه گر بود؟"، بیمعنا و ضدتاریخی است. نکته اما این است که جنبش فدائی واجد هیچ یک از عناصر برنامه گری نبود، در حالی که می توانست - چه با غور در آموزشهای بنیانگزاران مکتب فکری اش، چه در تأثر از تاریخ تحزب در ایران، و چه در دادوگرفت معنوی با بسیاری از جریانهای همفکر، هممشی و همزمان خود یا احزاب دیگری که به آنها ارادت ویژه داشت - به این یا آن عنصر از عناصر برنامه گری مجهز باشد یا بشود.
فراموشی زبان مادری موجب خلل در روابط خانوادگی میشود. کودک دیگر نمیتواند با مادر بزرگ و یا پدر بزرگ ارتباط برقرار کند. از فرهنگ و سنتهای خانوادگی جدا خواهد شد. کم کم کودک احساس خواهد کرد که به هیج کجا متعلق نیست و احساس بی هویتی خواهد کرد. فراموشی زبان مادری در روابط فرزند و والدین تأثیر منفی دارد. در زمانی که فرزند نیاز به گفتگو با والدین را دارد زبان مشترک با پدر و مادرش را نخواهد داشت.
هدف سیاسی نیاز به سیاست ورزی دارد و با دخالت در سیاست مشخص است که جان میگیرد. ورود در فعل و انفعالات سیاسی جاری، نیاز است اما در عین مرزبندی با هر جناح از قدرت اعم از هسته تا حواشی، نه به معنی برخورد یکسان با همهی آنها بلکه برخورد از جایگاه مستقل با هر مورد و هر گرایشی است که به انحای مختلف دل در گرو وضع موجود دارند.
آقای تجلی مهر، شما اطلاع ندارید که پویان یکی از پژوهشگران برجسته مؤسسه مطالعات و تحقیقات دانشگاه تهران بود که ریاست آنرا زنده یاد دکتر صدیقی بر عهده داشت؛ آثار تحقیقاتی پویان درباره شهر و روستا هنوز در کتابخانه این مؤسسه موجود است. و طبق گفته همکاران، پویان همواره مورد تشویق دکتر صدیقی که به سختگیری معروف بود، قرار داشت
در بررسی رویداد سیاهکل و پیکار مسلحانۀ فداییان خلق، بررسیها یا در سمت توجیه و تأیید هستند یا در سمت رد و نفی. اما اگر رویداد و رزم پژوهشگرانه بررسی شوند و از دیدگاه ایران و نیازهای مردم آن، آنگاه هم خوب وهم بد آن آشکار می گردد، همچنان که در بررسی هر رویداد مهم دیگر در تاریخ.
اما دو کتاب ” تاریخ” آقای هراری را، که با استقبال میلیونی خوانندگان رو به رو شده و تأثیرگذار نیز بوده اند – اگر پای محک علمی به میان آید – نه میتوان در زمره کتابهای درسی تاریخ جای داد و نه حتی در زمره رمان های آموزشی. آقای هراری داستان پرداز هوشمند و موفقی است. اما کاش نام این دو داستان را تاریخ نمی گذاشت.
به صرف عادلانه بودن اهداف نمیتوان خشونت را تحت هر شرایطی مجاز شمرد. خشونت را همیشه باید چون یک ماده مشکلزا در نظر گرفت. بنا به گفته والتر بنیامین، خشونت را باید مستقل از هدف بررسی کرد. همیشه استفاده از خشونت، یک پرسش باز است. به عبارتی، از پیش نمیتوان استفاده از خشونت را به صرف داشتن یک هدف انقلابی، درست ارزیابی نمود. مشروعیت اخلاقی خشونت را باید در هر عملی به دقت و جدا از هدف - هر چقدر عادلانه - مورد برسی قرار داد، زیرا از نظر سیاسی (یا نظامی) همیشه شرایطی وجود دارند که هر اقدام کریهی میتواند مصلحتآمیز جلوه نماید.
بی معنا بودن ترویج سیاست راهبردی حزب در بیانیه، از نظر فرخ، جای علامت سئوال است؟ باید از او پرسید: اگر یک حزب سیاسی در مقابل انتخابات فرمایشی و مهندسی شده نتواند از انتخابات آزاد سخن بگوید، در کجا باید خواست راهبردی خود تبلیغ کند؟ ایا باید شرایط و توازن نیرو مهیا گردد تا بتوان از انتخابات آزاد سخن گفت؟ شرایط را چه کسانی فراهم می سازند؟ نقش حزب در فراهم کردن این شرایط چیست؟
تلاش در راه برگزاری انتخابات آزاد و مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی واقعا بی معناست. هیچ طرح عملی و قابل اجرا در برای پیگیری این امور وجود ندارد. این نوع دعوت ها دعوت به بی عملی است. درست این بود که بیانیه از فدائیان خلق مشخصا دعوت می کرد که در مبارزات مطالباتی گروه های اجتماعی حضور یابند و برای در راه تحقق خواسته های مشخص زحمتکشان مبارزه کنند.
جزئیات روابط درونی سازمان در آئیننامه داخلی تدوین و در اختیار همه ی اعضاء بود. در آئیننامه، مقررات و ضوابط زندگی چریکی، همه ی اعضاء اعم از زن و مرد یکسان بود. هیچگونه تمایز و تفکیک جنسیتی میان مردان و زنان وجود نداشت. تمام مقررات نیز برای همه به یکسان اجرا می شد.
مواجهه ما با "مسئله ملی" در ایران، جنبه برنامهای دارد و راه حلهای پیشنهادی در این زمینه، نه الگوبردارانه بلکه بر پایه فهم واقعیتهای ایران و مولفههای تشکیل دهنده و چند و چون موقعیت تاریخی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کل کشور و هر منطقه از آن است. متاثر از همین هم در تزهای زیرین کوشش شده است تا در تبیین موضوع و ارایه راه حلها، بر ترمها و فرمولهایی تکیه شود که دمساز و همساز با واقعیت متعین این مکان مشخص در زمانه و امروز آنند.
در این مسیر اما فکرهای دیگری بودند و هستند که ماندن در جزیره را امن تر میدانند. ماهی سیاه کوچولو و پیامش را فراموش کرده اند و افتخارات گذشته برایشان کافی است که از وضع موجود راضی باشند. اصرار وافرشان بر «هویت تاریخی» و مقدس کردن «نام و نشان» های پرافتخار نشانگر روحیه «ناسیونالیسم سازمانی» است. این دسته از رفقا حزب چپ را دوست دارند اما نه در آن حد که از جزیره کوچک و امن خود دل بکنند.
این یک خطای اساسی است. «لائیسیته» ضد روحانیت است، اما هرگز خداناباوری نبوده است و تصادفی نیست که بسیاری از پروتستانها در بوجود آمدن آن نقش داشته اند. به عبارت دیگر خداوند در خانه خود، و دولت در خانه خود است. لازم نیست که یک رئیس جمهور سکولار و جمهوری خواه به نفع یا علیه یک نشریه ضد دین موضع گیری نماید. محتویات این مطالب مربوط به او نیست. او فقط باید از آزادی همه شهروندان، اعم از دینباور و یا بی اعتقاد به دین، دفاع کند.
در رابطه با پایگاه اجتماعی "مسئله ملی" کرد در ایران طی سه دهه گذشته، تحولات ساختاری قابل تاکیدی رخ داده است که شناخت آنها در سیاست گذاری این جنبش اهمیت دارد. با آنکه سیاست جمهوری اسلامی طی چهار دهه حاکمیت نظامی در کردستان اساساً امنیت محور بوده و تمرکز بر سرکوب داشته و لذا خبر چندانی از عمران و تولید محوری در آن نبود، بافت اقتصادی و اجتماعی منطقه اما دستخوش تغییرات شده است.
علیرغم نفوذ عمیق شیعه در عربهای کشور، رویکرد ملی گرایی در آنها طی دو دهه اخیر رو به رشد گذاشته و گرویدن به تسنن با گرایش "سلفی" میان بخشهایی از عربهای خوزستان مشهود است. این پدیده بیشتر جنبه واکنشی دارد و آن را نمیتوان صرفاً با پروژههای کشورهای عربی رقیب جمهوری اسلامی که بجای خود واقعیتهای انکارناپذیری هستند توضیح داد.
از مهمترین ضعفهای سیاست صنعتی دوران قبل از انقلاب، کمتوجهی به افزایش محتوای محلی تولید صنعتی و بالا بردن تواناییهای تکنولوژیک کشور بود. از مهمترین شاخصهای این وضعیت فعالیتهای بسیار محدود در عرصهی تحقیق و توسعه (R&D) بود. تقریباً هیچ یک از صنایع بزرگ مدرن برنامهی جدی تحقیق و توسعه در رشتهی صنعتی و تکنولوژیک خود نداشتند، و قراردادهای لیسانس ساخت نیز چنین اجازهای را به بهانههای مختلف نمیدادند. بهعلاوه رابطهی پیوستهی جدی بین صنایع و دانشکدههای فنی و صنعتی از طریق تأمین مالی طرحهای تحقیقاتی صنعتی به وجود نیامده بود.
آنچه که بیشتر در ترکمن صحرا رواج دارد و به چشم میخورد، نهضت پاسداری از فولكلور، موسيقى و ادبيات ترکمنی از طریق سربرآوردن انجمنها و كانونهاي فرهنگى متعدد است. زیر پوست این جامعه، پتانسیل حس تبعیض فرهنگی و زبانی و انباشت فزاینده هویت ملی ترکمنی را باید دید که نشانههایی از برآمدهای سیاسی در شرایط مساعد آتی به شمار میآیند.
جمهوری اسلامی طی چهل سال گذشته، جز یک رشته پروژههای نظامی و امنیتی در این منطقه "ژئو استراتژیک" و از جمله بندر استراتژیک چابهار، طرح عمرانی توسعه آفرین و فقر زدای چشمگیری در بلوچستان به اجرا نگذاشته است. سوختن کماکان بلوچستان در فقر و فاقه را باید نخستین مشخصه این منطقه از کشور دانست.
در آذربایجان، "مسئله ملی" وجود دارد و جدی هم است اما با این تفاوت که نظر به درجه پیشرفتگی نسبت به همانندهای خود در کشور، "مسئله ملی" در آن گرهخورده و همپیوند با مبارزات اجتماعی است. به همین اعتبار، "مسئله ملی" در آذربایجان با بروزات آن در دیگر مناطق تحت تبعیض ملی کشور تفاوتهایی دارد و درآمیختگی تاریخی آن با نهضت چپ برجستهتر است.
باورمندی اینکه سوسیالیستها، به راه سوم و مستقل خویش باور دارند و نمیخواهند مسیر رشد اقتصادی سرمایه داری، بخصوص سرمایه داری نئولیبرالی را برای رشد اقتصادی اجتماعی کشورهای خویش در پیش بگیرند، یک انتخاب نظری برنامه ای مستقل آنها برای کشورهای خودشان است. بطور مثال، اگر جبهه متحد نحله های چپ ایران، آلترناتیو سوسیالیستی را برای آینده ایران مناسب میدانند، این انتخاب آنها است، که میتوانند در جامعه خود تبلیغ و ترویج نموده و در ترازوی سنجش دموکراتیک، به انتخاب و آرای مردم خویش واگذار نمایند.
این جمع بست هفت بخشی، مقدمتاً نگاهی دارد به آن دسته از تحولات درخور تاکید که شامل عملکرد جمهوری اسلامی در قبال «مسئله ملی» است و نیز دربرگیرنده کنشگریهای جریانهای منطقهای و رویکردهای اپوزیسیون سراسری که با این "مسئله" ربط پیدا میکنند. رخدادهایی که، یا تداوم وضعیت پیشیناند ولی نیازمند بازخوانی در امروز خود، و یا روآمدهای تازهای که درنگی ویژه را لازم دارند. جمع بست، سپس به فعل و انفعالات حول «مسئله ملی» در پنج منطقه از کشور میپردازد و در آخر نیز رشته گزارههایی را پیرامون نوع مواجهه برنامهای و سیاسی با این معضل پیش میکشد.
با دفاع از حقوق انسانی می توان مرزها را کنار گذاشت و برای رعایت حقوق بشر در ایران گام ها را مشترک و متحد برداشت. در این راستا، اقدامات مشترک نیروهای آزادیخواه چه متشکل و چه منفرد می تواند در تقویت آن "فرمول" جادویی همکاری ها و اقدامات مشترک و متحد موثر واقع شود.
شواهد بسیار نشان می دهد، ایران بدنبال پرهیز از تنش در منطقه و حفظ موقعیت استراتژیک خود است و خواستار اخذ تضمین جهت امنیت خود از طریق توازن یا موازنه قوا بوده و خواستار پذیرش ایران قدرتمند توسط جهان تک قطبی چندقدرتی می باشد که می تواند در مقام قدرت مطرح منطقه خاورمیانه، قابلیت مبنی بر حافظ صلح و امنیت را ثابت کند. بنابراین باوجود اسرائیل اتمی در خاورمیانه و نقش مخرب آن در تنش زایی، ایران تا حصول تضمین و اخذ آن، اگر به افزایش قدرت نظامی خود سرعت بیشتر نبخشد، در کاهش توسعه نظامی نیز پیشقدم نخواهدشد و قاعدتا این برگ برنده را به آسانی معاوضه نخواهد نمود.
سرمایه داری کلان، علوم، تکنولوژی و دانشمندان را خریده و در پروسه بهره وری و سودمندی اقتصادی خویش بکار میگیرد. از این نظر در اکثر موارد علوم، و تکنولوژی بصورتی انحصاری ، جهت حفظ موقعیت برتر اقتصادی بر رقیبان، بصورت بخشی از اسرار، دارائیها و ثروت های کلان سرمایه دارن محسوب گردیده و محافظت میشود. اینجا کاملا مشهود است که نظام سرمایه داری به نقطه ای میرسد که خود تبدیل به سدّی میگردد تا مانع از توسعه و شکوفائی جهانی علمی میگردد.
اکثر تحقیقاتی که در ایران انجام شده، بیانگر این موضوع است که اغلب کودکان خیابانی پسران ۱۰ تا ۱۴ ساله هستند. دختران بسیاری هم در خیابان ها زندگی می کنند. بنا به برخی آمارهای انتشار یافته در سایت های ایرانی در حال حاضر "يک میلیون و دویست هزار کودک در کشور با پدر و مادر معتاد خود زندگی می کنند و آنها برای ادامه زندگی مجبور به کار حتی در خیابان ها هستند و پسران هم مانند دختران مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند". به گفته همین منابع: "عدم داشتن سرپرست مناسب برای دختران خیابانی باعث شده است که ۷۰درصد آنها برای چندمین بار به سازمان بهزیستی بیايند و..
بسیاری از اسناد، مدارک و واقعیت های موجود کشور نشان می دهند که استثمار و بهره کشی از کودکان در ایران سابقه دیرینه دارد و فقـط مختص حکومت اسلامی ایران نیست. صنعت قالی بافی ایران، دهه هاست که به ویژه با سرانگشتان ظریف و کوچک کودکان زیر ۱۰ سال چرخیده است. در بسیاری از مناطق کشورمان، کودکان مجبورند ساعت ها در این کارگاه های نمور و تاریک قالی بافی در مقابل دار قالی نشسته و گره بر گره زنند. آنان در این کارگاه های قالی بافی، بینایی و شادابی خود را از دست می دهند و پشت و کمرشان آسیب می بیند.
برای اين كودكان ماده ۱۴۸ قانون کار هیچ مفهومی ندارد. طبق این ماده کارفرمايان مکلفند بر اساس قانون تامین اجتماعی، نسبت به بیمه کردن کارگران واحد خود اقدام کنند. اما با وجود کسر حق بیمه از حقوق کارگران، نام آنها به تامین اجتماعی گزارش نمیشود. اما حتا در کارگاه های رسمی و مشمول قانون کار با وجود کسر حق بیمه از حقوق کارگران، نام آنان به تامین اجتماعی گزارش نمیشود. آنان با وجود خردسالی و نا آشنایی به حق و حقوق خود در كنار افراد بزرگسال به هر نوع كارى حتى به نامناسب ترین کار از نظر شرايط فيزيكى و سنى خود تن مى دهند
متأسفانه همزمان با اعمال این تحریم ها، بخش عظیمی از نیروهای مدیریتی کشور، به سودجویی پرداخته و از آن، در جهت چپاول ملت بهره جسته اند و کسانی همچون خاوری ها با ثروت های کلان به همان کشورهای مبلغ دموکراسی و قانون و تحریم کننده ما، پناهنده می شوند. بی تفاوتی در مقابل چنین اختلاس های بی پایان، متعاقباً باعث یأس مدیران رده های پایین تر شده و ارتشاح و کلاهبرداری را در بدنه مدیریتی و اداری کشور گسترش داده است و به ناکارامدی کلی انجامیده و به فساد اداری جنبه ای عادی داده و برخورد با این مفسدان و غارتگران، جز به صورت نمایشنامه های تلویزیونی نبوده است.
هدف این نوشته بیشتر تمرکز بر تاثیر انتخابات آمریکا در سیاست بین المللی و بهویژه در رابطه با خاورمیانه و ایران بود. طبعا ما وارد کارزار درون آمریکا و تحلیل آن نشدیم. روشن است که ترامپ در وهلهی نخست از پشتیبانی آن بخش از سرمایه داری آمریکا برخوردار است که جهان را از زاویه سودهای کلان حاصل از جنگ و درگیری و خشونت می بیند و هم چنان در فکر هزارهی آمریکا و ادامهی تسلط آن بر جهان با اتکا به قدرت مالی و نظامی خویش است.