Aller au contenu principal
یکشنبه ۱۰ مه ۲۰۲۶
یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

کنگره سوم

کنگره‌ی ١۲ تا ١۴ خرداد ماه ١٤٠٢ حزب چپ ایران، مفتخر است به احترام جنبش انقلابی ژینا، گردهمایی خود را کنگره‌ «زن، زندگی، آزادی» بنامد و با این ابتکار، به گرمی بر نقش بزرگ و تاثیرات ماندگار جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» در روند گذار از جمهوری اسلامی تاکید نهد. کنگره، یاد همه‌ی جانباختگان این برآمد عظیم را گرامی می‌دارد، به زندانیان سیاسی و هر رزمنده‌ی آن درود می‌فرستد و در برابر مقام والای زن بپاخاسته‌ی ایرانی، سر به تحسین فرود می‌آورد.
حزب چپ ایران از وحدت «سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)»، «کنشگران چپ» و «سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران ـ طرفداران وحدت چپ» در ۱۱ فروردين ۱۳۹۷ بنیان گذاری شد. حزب تشکل داوطلبانهٔ افرادی است که کلیات سند «راستاهای عمومی برنامه» را پذیرفته و موازین اساس‌نامه را پایهٔ مناسبات حزبی قرار می دهند.
حزب چپ ایران که رفع تبعیض‌های اجتماعی را در برنامه‌ی خود اعلام کرده است، به‌رسمیت شناختن حقوق ملی و قومی مناطق مختلف ایران و آزادی مذهب را از شروط اولیه برای پاسخگویی دمکراتیک و عادلانه به مطالبات و نیازهای تاریخأ سرکوب شده در این عرصه می‌داند. از همین رو نیز در کنگره‌ی اخیر در سند سیاسی مصوب خود تاکید کرده‌است که فدرالیسم مناسبت‌ترین شکل برای ساختار سیاسی آینده‌ی ایران است؛ چرا که بستری است قابل اتکا و تاریخأ تجربه شده که نه تنها حقوق شهروندی را تامین می‌کند بلکه حقوق جمعی متعلقان به ملیت‌ها و اقوام را برای مشارکت تاثیر گذار در سرنوشت خویش نیز تضمین خواهد کرد.
شما حجاب اجباری را که نماد و پرچم این نظام است از سر برداشتید و با همین اقدام، پایه‌های اقتدار این حکومت قرون وسطائی برآمده از اعماق تاریخ را به لرزه درآوردید. حزب ما به احترام جنبش انقلابی ژینا، گردهمایی خود را کنگره‌‌ی «زن، زندگی، آزادی» نامید و به گرمی بر نقش بزرگ و تاثیرات ماندگار جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» در روند گذار از جمهوری اسلامی تاکید نهاد.
برای برکناری رژیم سرکوبگر و عدالت ستیز جمهوری اسلامی، این دشمن آزادی و عدالت اجتماعی، از مطالبات آزادیخواهانە و برابری طلبانە‌ی جنبش زن، زندگی، آزادی حمایت کنید. رهایی شما از فقر و تنگدستی و بی‌حقوقی در گرو پیوند زدن مطالبات اقتصادی با مطالبات سیاسی است کە جنبش زن، زندگی، آزادی آن را پی می گيرد. پیروزی همە‌ی گروە‌ها و جنبش‌های اجتماعی خرد و کلان در متحد شدن و مبارزە‌ی مشترک علیە رژیم مستبد، تبهکار، فاسد و قوانین ارتجاعی و ضد انسانی برآمدە از آن است. متحد و متشکل شوید تا پیروز شوید!
خانواده‌ی زندانیان سیاسی و جانباختگان راه آزادی همواره یکی از ستون‌های مقاومت و ایستادگی در برابر حکومت جمهوری اسلامی بوده‌اند. در دهه شصت که حکومت سکوت گورستانی در سراسر کشور حاکم کرده بود، این خانواده‌‌های زندانیان و جانباختگان بودند که سکوت را شکستند و صدای دادخواهی خود را به گوش مردم ایران و جهان رساندند. باز این خانواده‌ها هستند که پرچم دادخواهی را برافراشته نگه‌داشته اند. امروز نیز تمهیدات و توطئه‌های حکومت برای به سکوت کشاندن خانواده‌های جانباختگان جنبش زن، زندگی، آزادی شکست مفتضحانه‌ای خورده‌است.
بی‌نتیجه ماندن همه‌ی تلاش‌ها برای تغییرات هر چند محدود در جمهوری اسلامی در طول سه‌دهه‌ی گذشته، سترونی نظام جمهوری اسلامی را بیش از هر وقت دیگری در برابر دیدگان عموم قرار داده‌است. بخش بزرگی از مردم که خواهان زندگی بهتر، تغییر در سمت تحقق آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و پیشرفت کشور هستند، به تجربه به این باور رسیده‌اند، که در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، امکان تغییر از درون وجود ندارد و راه تغییر از برچیدن بساط این نظام حکومتی می‌گذرد.
کنگره سوم حزب چپ ایران در روزهای ۱۲ تا ۱۴ خرداد ۱۴۰۲ برگزار شد. اعضای زن حاضر در هیات رئیسه سنی رفقا ناهید قاجار و پروین ملک پیام های خود را در صحن کنگره قرائت کردند. همچنین متنی از سوی رفقای زن هیات رئیسه منتخب کنگره، رفقا مریم پورتنگستانی و فرزانه عظیمی تهیه شده بود، که از سوی هیات رئیسه دائمی کنگره به شرکت کنندگان در کنگره و جنبش ارائه شد. متن این پیام ها در زیر می آید.
کنگره‌ی «زن – زندگی – آزادی» حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، نام‌ این رفتگان گرامی جان، و یاد هر فرهیخته میهن و هر مبارز خدمت‌گزار مردم در راه آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی را، گرامی می‌دارد.
کنگره « زن، زندگی ، آزادی» قرار پیشنهادی تغییر نام حزب را تصویب کرد، از این پس حزب با عنوان «حزب چپ ایران» نامیده می شود.
تردیدی در این نیست که یک حزب آینده، در جامعه ی متکثر، تنها با تکثر انسانی ومجموعه متنوعی از پیشنهادات برنامه ای می تواند موفق باشد. با توجه به این اصل تغییر نام حزب، یک گام ضروری و مهم در این راستا است
کنگره‌ی سوم حزب چپ ایران از روز ۱۲ تا ۱۴ خرداد ماه ۱۴۰۲ برابر با ۲ تا ۴ ژوئن ۲۰۲۳ در شهر فرانکفورت آلمان برگزار شد. در این کنگره علاوه بر اعضا و دوستداران حزب، مهمان دیگر از شخصیت‌های سیاسی و نمایندگان احزاب سیاسی، هم‌چنین نمایندگانی از احزاب چپ اروپائی حضور داشتند. گزارش روزانه‌ی گردش کار کنگره، در پایان هر روز توسط هیئت رئیسه ارائه شده است.
ضمن تاکید بر خواست چپ مبنی بر مبارزه‌ی مسالمت آمیز باید اعلام کرد که نظام خشونت را به مردمی که با دست خالی در خیابان خواست های خود را می طلبند تحمیل می کند و سرانجام مردم را ناچار به دفاع از خود در برابر این خشونت خواهد کرد. حزب چپ متناسب با درجه رشد جنبش، شیوه‌ی مناسب لحظه را به کار خواهد برد. به این ترتیب دست حزب چپ در انتخاب تاکتیک بسته نخواهد بود و اگر مردم به این نتیجه برسند که این حاکمیت را تنها به شکل قهرآمیز می‌توان برکنار کرد، سیاست حزب چپ در مقابل مردم قرار نخواهد گرفت.
حزب چپ یا باید تصریح کند بین دو مفهوم «برکنار کردن جمهوری اسلامی» و «گذار از جمهوری اسلامی» این همانی وجود دارد یا تفاوت؟ اگر این دو مفهوم متفاوت هستند تفاوت آنها در چیست؟ از نظر من مفهوم «گذار» وسیع تر و منعطف تر از «برکناری» یا عزل است. عزل یا برکناری حکومت حاصل غلبه و پیروزی نیروهای اپوزیسیون بر حکومت در یک مقطع زمانی معین است. در حالی که «گذار» ممکن است تدریجی باشد، توافقی باشد، نیم بند باشد و یا اشکال دیگری به خود بگیرد. اگر تدوین کنندگان سند این دو مفهوم را یک سان می بینند به جاست دلایل آن را توضیح دهند.
یک توضیح ضرور:
ما پیشنویس سند کنگرە سوم حزب را برای تعدادی از فعالین و کنشگران سیاسی فرستادیم و از آنان درخواست کردیم سند را مطالعە کنند و اگر پیشنهاد و انتقادی دارند آنرا برای ما بفرستند.
حکومت های اقتدارگرا با توسل به خشونت به سلطه خود ادامه می دهند. بهمين خاطر نهادهای متعدد سرکوب را تشکيل می دهند، آن ها را به سلاح ها و تجهيزات مدرن تجهيز می کنند و بودجه های سنگينی برای اين ارگان ها اختصاص می دهند. اپوزيسيون و جنبش های اعتراضی نه می تواند سازمان های مسلح قدرتمند تشکيل دهند، نه به سلاح های و تجهيزات مدرن مجهز شوند و نه بودجه آن را دارند. بنابرين در مبارزه خشونت آميز نمی توانند برحکومت پيروز شوند.
خشونت پرهيزی جنبش "زن، زندگی، آزادی" به برتری سياسی، اجتماعی و اخلاقی آن انجاميده و بستر مساعدی را برای جلب همبستگی بين المللی فراهم ساخته است. توسل به خشونت موجب فاصله گيری گروه های وسيعی از جنبش خواهد شد. در حالی که مبارزه خشونت پرهيز از توان بالقوه بالائی برای جلب گروه های وسيعی از جامعه برخوردار است. از جمله گروه هائی از جامعه مثل فعالان سياسی و مدنی، هنرمندان، وکلا، پزشکان، نويسندگان، روزنامه نگاران، تشکل های صنفی و مدنی که به حمايت از جنبش خشونت پرهيز "زن، زندگی، آزادی" برخاستند.
نمی‌توان با ترم ها و ادبیات سیاسی و فرهنگ انقلابی گذشته به تبیین گفتمان «مبارزه خشنونت پرهیز» پرداخت و انتظار واکنش‌ تردید آمیز و انتقادی نسبت به‌ آن‌ نداشت. حتی برخی از مدافعان سند هم در دفاع از آن، آن زمان که پای سرکوب خونین و خشونت آمیز مردم به میان می‌آید و موضوع دفاع از خود در برابر خشونت رژیم مطرح می شود، یا به لکنت زبان می افتند و یا صورت مسئله را طور دیگری بیان می‌کنند که از اساس با مبارزه خشنونت پرهیز فاصله می‌گیرد
برای پیشبرد پلاتفرم سیاسی واگذاری مسئولیت ها با شرح کتبی و تصویب شده وظایف و نحوه ارزیابی سالانه یا دوره ای نیز لازم است.
طیف نیروهای سیاسی در ایران گسترده است. انواع جمهوری خواهان و سلطنت طلب ها. نحوه برخورد با این نیروها، رد یا همکاری و نوع همکاری از جمله مسائلی است که می تواند در سند سیاسی و یا در پلاتفرم سیاسی توضیح داده شود.
در کشور ما منابع طبیعی، دریاچه ها، رودخانه ها، تالاب ها و آب های زیرزمینی رو به خشکی، فرسايش خاک در حال افزايش و کشاورزی و دامداری رو به نابودی است. انواع آلودگی های زیست محیطی به ویژه آلودگی هوا، حیات مردم را به طور فزاینده ای با خطرات جدی مواجه کرده است. برای خروج از این ابر بحران، کشور ما نيازمند اقدامات بنيادين، توقف مجموعهٔ اقدامات مخرب زیست‌بوم، جلوگيری از مرگ گونه‌های جانوری و گیاهی، تدوین سیاست تولیدی و الگوی مصرفی هم‌خوان با الزامات حفظ محیط زیست و برنامه‌ریزی راه‌بردی برای جبران خسارت‌های وارده است.
بی‌نتیجه ماندن همه‌ی تلاش‌ها برای تغییرات هر چند محدود در جمهوری اسلامی در طول سه‌دهه‌ی گذشته، سترونی نظام جمهوری اسلامی را بیش از هروقت دیگری در برابر دیدگان قرار داده‌است. بخش بزرگی از مردم که خواهان زندگی بهتر، تغییر در سمت تحقق آزادی، عدالت و دموکراسی، پیشرفت کشور هستند، به تجربه به این باور رسیده‌اند، که در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، امکان تغییر از درون وجود ندارد و راه تغییر از برکناری این حکومت می‌گذرد.
جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» صفحه جدیدی پیش روی کشور ما گشود. دامنه‌ی مخالفت با جمهوری اسلامی را وسعتی دیگر بخشید. این جنبش طی چندین ماه بخشی از فضای عمومی را از سطه‌ی حکومت جمهوری اسلامی بیرون آورد و تاثیرات ماندگاری در مناسبات بین مردم و حکومت برجای گذاشت. ما با تغییراتی مواجهیم که بازبینی اوضاع و تغییر در رویکردها را الزامی می‌سازد. 
حضور جنبش «زن، زندگی، آزادی» در خيابان‌ها و دانشگاه‌ها، اگرچه طی ماه‌های اخیر افت محسوسی کرده‌است، اما جامعه‌ هم‌چنان ملتهب است. مردم به اشکال مختلف حضور خود در صحنه را اعلام می‌کنند. برگزاری یادبود جانباختگان و گسترش دامنه‌ی نافرمانی‌های مدنی، بیان آشکار روحیه‌ی عمومی است. روند انقلابی مردم، با پشت‌سر گذاشتن مرحله‌ای درخشان از برآمدهای خود، اینک دوره‌ی درنگ بر دستاوردها، فهم نارسایی‌ها و تجدید قوا را طی می‌کند. ما با تدارک کمی و کیفی مرحله‌ی جدیدی از روند تحولات مواجهیم. برآمد گسترده‌ی نوینی، که با توجه به پابرجایی زمینه های اعتراضات، آتش زیر خاکستر آن شعله ور خواهد شد.