جمعه ۱۳ مارس ۲۰۲۶
جمعه ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
گفتمان
در شرایط کنونی جهان ما، رشد و گستردگی بی سابقه سرمایه داری، رویکرد گلوبالیسم، نبرد جهت استقرار سوسیالیسم به اصل مسلم تبدیل شده است، اما نقطه مقابل آن، در شرایطی که جهان از لحاظ فرهنگی غرق در رسوبات تجمل پرستی و فرهنگ مصرف حاکم گشته است، ساختمان سوسیالیسم بی اندازه دشوار خواهد بود.
تجربههای وحشتناک «اتحاد شوروی» نشان داد تمرکز قدرت در دست دولت به همان اندازه خطرناک است که تمرکز قدرت در نزد سرمایه خصوصی. زیرا در هر دو مورد اختلاف فاحشی بین «قدرت» کنترل کنندگان دستگاه تولید (دولت و یا سرمایه) و «قدرت» آنانی که تحت کنترل هستند، ایجاد می شود.
در چنین شرایطی اپوزیسیون رادیکال سکولار و دموکراتیک ایران، بخصوص چپ دموکرات نه تنها نباید تمام هم و غم خود را روی امکان یا عدم امکان مذاکران میان آقای ترامپ و خامنه ای متمرکز نماید، بلکه باید از یکطرف اولویت والاتر امکان عبور رادیکال و دموکراتیک از اتوکراسی حاکم بر ایران را در دستور خویش دهد، در حالیکه با هرگونه آلترناتیو سازی جایگزین نئوکانهای آمریکائی و همدستان انگلیسی آنها مقابله مینماید.
سند حاضر کوششی است در راستای پاسخ به ضرورت تشکیل حزب سوسیال دموکرات ایران و به منظور تشکیل " اتحادیه سوسیال دموکرات های ایران" که بتواند تا فراهم شدن شرایط تشکیل حزب در ایران، وظایف آنرا بر عهده بگیرد.
تلاشهای پژوهشگران و نویسندگان را در گذشته و اکنون، برای زنده ماندن زبانهای مادری را نباید نادیده گرفت؛ بهویژه درسالهای اخیر پژوهشگرانی از نسل جوان،کارهای ارزندهای در زبان و فرهنگ کردی و آذزی انجام داده اند، در شرایطی که حدود 40 در صد زبانهای زنده دنیا درحال فراموشی و نابودی اند، ارزش کار این پژوهشگران جوان قابل تقدیر است.
با توجه به خسارات غیر قابل انکار جمهوری اسلامی، از طریق سیاستهای انرژی هسته ای که به ایران وارد نموده است جای بسی تعجب است که نویسندگان سند پیشنهادی به کنگره، راستا های عمومی برنامه حزی چپ ایران (فدائیان خلق) می خواهند، بهرهگیری از انرژی هستهای را در ایران به بحث بگذارند.
لیبرالیسم مبتنی بر رسیدن به هدف به هر وسیله و استفاده از دادن هر وعده وعیدی جهت جلب رضایت و رأی مردم متکی است، تا از اینطریق خود را به قدرت برساند. آنها هیچ ابایی از دروغ گفتن و دادن وعده های سر خرمن قبل از به قدرت رسیدن ندارند. آنها از متدهای ویژه مطالعه شده غیر اخلاقی جهت به قدرت رسیدن و قانونی کردن حاکمیت خویش سوء استفاده میکنند.
مذاکره بی قید و شرط طرفین یک نزاع می تواند اهداف مختلفی داشته باشد. از جمله مدیریت بحران، جلوگیری از جنگ های ناخواسته، ارزیابی واقعی اهداف طرف مقابل بدون واسطه ها و تبلیغات رسانه ای و رجزخوانی های از راه دور، تنش زدایی، بازی با کارت های واقعا موجود و ... و در صورت امکان حل و فصل آن دسته از اختلافاتی که هزینه کمتری برای دو طرف دارند و در نهایت حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات.
در جامعه سوسیالیستی، تعاونیهای اعتباری و یا خود نهادهای اعتباری دولتها در مقیاس منطقهای، شهری، ولایتی، ایالتی و کشوری میتوانند از طریق فراهم کردن اعتبار برای پیاده کردن و به ثمر رساندن چنین پروژههایی میتوانند به عنوان شریک و حامی وارد و داخل آنها شده و از پتانسیلهای خلاق و ارزش آفرینی افراد در اجتماع استفاده نموده و بهره برداری نمایند.
اکنون که سرنوشت میلیونها انسان، طبیعت پیرامون آن و نیز سرنوشت نسلهای آینده، بازیچهی مطامع و مقاصد اقلیتی زورگوی و جنگ افروز شده است، باید با رساتر کردن فریاد مخالفت با هیولای انسانخوار جنگ، در جلوگیری از فاجعه کوشید. این، وظیفه تاخیرناپذیر همه انسانهای شرافتمند صلحطلب در ایران، منطقه و سرتاسر جهان است.
هدف ما از طرح راهکارها این است که در برههی نا به سامانیها و سردرگمیها، بدیل اساسی دیگر را که نجات را در درجه نخست در قدرتیابی مردمی(به ویژه کارگران و مزد و حقوق بگیران و همهی زحمتکشانِ آزادی خواه و نیز در نابرخورداران، فرودستان و تهیدستان) میبیند، در اختیار جامعهی علاقمند و دلبستهی رستگاری بگذاریم.
یعنی دیواری کوتاهتر از دیوار افغانستانیها نیست؟ چرا این حکومت بهجای افتادن به جان اینان از هزینههای سرسامآور خود در رابطه با سیاست "هلال شیعی"، و حفظ "عمق استراتژیک" و ماجراجوییهای برونمرزی نمیکاهد؟
طبقهٔ کارگر و مبارزان سوسیالیسم آن نیروی سومی هستند که صدایشان روزبهروز رساتر و بلندتر میگردد. نیروی سوم مبارزه طبقاتی را بهعنوان واقعیت انکارناپذیر در عرصۀ مبارزات اجتماعی باور دارد و در مبارزه کار و سرمایه صراحتاً جانبدار اردوی کار است. نیروی سوم با اعتقاد به مبارزه طبقاتی و مبارزه علیه سلطه و جنگطلبی امپریالیسم خواهان کنار نهادن جمهوری اسلامی و دولت نئولیبرال و امنیتی آن است.
اگر چه گفتمان انقلابی در بسیج نیروهای انقلاب نقش مهمی داشت اما نمیتواند علت اصلی انقلاب تلقی شود. یکی از مشکلات این تفسیر آن است که نمیتواند روند حوادث اولیه انقلاب را توضیح دهد. اولین حرکات انقلابی که با شبهای شعر انستیتو گوته شروع شد، نیروهای اسلامی غایب بودند. حتی بعد از ان، از اولین اعتراضات قم در دی ماه و پس از آن حوادث تبریز، باز این طرفداران شریعتمداری بودند که هنوز قدرت زیادی در میان معترضین داشتند. تنها پس از حوادث جمعه سیاه، نیروهای رادیکال اسلامی توانستند زمام عموم را به دست گیرند.
نادیده گرفتن و پردهپوشی نابرابریها و تبعیض ساختاری و نهادینهشده علیه گروههای موسوم به اقلیتهای اتنیکی، بهجای گسترش همبستگی اجتماعی و همگرایی دمکراتیک، به گسترش شکاف و تنشهای اتنیکی، واگرایی و ایدئولوژیهای "قومی" منجر میگردد. در پرتو نادیده گرفتن ستم یا تبعیض اتنیکی،حفظ تمامیت ارضی و حق حاکمیت ملی راهی جز روشهای آمرانه و تقویت ناسیونالیسم ایرانی در رویارویی با ایدئولوژیهای قومگرایانه نمییابد.
رهبری فرد محور در اپوزیسیون جمهوری اسلامی را فراموش باید کرد که هم غیر دمکراتیک و زیانبار است و هم فاقد زمینه. جامعه ایران طی این چهار دهه، خوشبختانه بیش از آنی جلو رفته و پیشرفت کرده است که دیگر بار بخواهد زیر علم و کتل این یا آن شخصیت فرهیخته (کاریسما) گرد هم آید.
این کتاب نیروهای چپ را به دو قسمت داخل و خارج کشور تقسیم میکند و بهدرستی میگوید تا زمانی که فعالیتی مستمر و بادوام در بخش داخلی این گروه شکل نگیرد، بخش خارج کشور آن امکانات لازم برای اقدامی مؤثر و مفید را نخواهد داشت.
بحث بر سر این است که به تفسیر و تعبیر نشستن ظرایف بس بغرنج پدیدههای انسانی با قوانین خشک خود پندار و در قالب رمان و اثر فکری ریختن آنها به گونه تکخطی، خطر سادهسازی در خود دارد؛ حالآنکه پاسداشت هنر و ادبیات، به فهم بغرنج و خلاق تاریخ است و بیان تاریخ، در پیچیدگیهای اندیشه ورزانه ژرف. و بدین گونه است که میتوان جبهه عدالتخواهی را بهروز کرد و توانمند نمود. نیت خوب، به نگرش امروزین نیاز دارد.
سوسیالیسم، تنها دوست واقعی دموکراسی میباشد. سوسیالیسم، تنها نیرویی است که نه تنها به نجات کامل دموکراسی از چنگالهای خفهکننده نئولیبرالیسم همت گماشته است، بلکه قادر میباشد تا از دستاوردهای دموکراسی در قرن انقلاب تکنولوژیک دیجیتال جهت اعمال اراده "دموس" به نفع تمام مردم بهرهگیری نماید
در اینکه، نیلِ به دمکراسیِ واقعی و مشارکتِ مردمی، به نوعی، نیازهایِ خود-مدیریتی را حتی در محدودهِ یک کشور رفع میکند، اما شکی نیست که وجود استبدادِ سیاسی و نبودِ راهکارهایِ دمکراتیک برایِ مبارزه و پیشرفتِ انسانی، مسیرهایِ دیگری و از جمله بدیلهایِ فرامرزی را در برابر این جوامع مطرح میکند. هم اکنون در مناطقِ مختلف ایران، جریانهایِ سیاسی مدعیِ حقوقِ ملیتها، مبارزات خود را در راستایِ تبدیل ایران به جامعهای فدرال و به طورِ رسمی متشکل از ملیتهایِ متنوع ادامه میدهند.
چندساعتی قبل از سوءقصد در کریست چرچ روی یکی از فورومهای راست افراطی بر اینترنت خبر "حملۀ قریبالوقوع به مزاحمان" اعلام شد و لینکی به صفحۀ فیس بوکی، که سوءقصد از آن زنده پخش شد. فرستندۀ خبر، که لابد تارانت بوده است، به خبر افزوده است: "خوب بچهها، الآن دیگر زمان آن است که از وراجی دستبرداریم و دست به عمل بزنیم".
جنبشی که اتحادش تنها و صرفاً بر روی نفی [سلب] نهاده شود یا شکست خواهد خورد و در این حالت غالباً وضعی ایجاد خواهد کرد که از وضعیت حاکم در آغاز به مراتب بدتر خواهد بود و یا این که این جنبش تجزیه و تقسیم به دو میشود. یعنی شکافی به وجود میآید که محصول برآمدن ناگهانی و خلاق یک طرح سیاسی اثباتی و سازشناپذیر [آنتاگونیستی] با نظم مسلط است. طرحی که از پشتیبانی تشکلی نظم یافته [با دیسیپلین] برخوردار باشد
در رابطه با اوضاع نابسامان چپ ایران میتوان از چند عامل عمومی که شامل چپ در تمام جهان و چند عامل خاص نام برد. اکثر این عوامل در هم تنیده هستند و جدا کردن آنها از یکدیگر بسیار مشکل است. برخی از انان نیز در ابتدا پیامد عوامل دیگر بودند اما امروز خود انها دیگر زندگی مستقل خویش را یافتهاند. عوامل اصلی را در هر حال میتوان، شکست چپ ایران در عرصه داخلی و شکست جهانی چپ پس از سقوط دیوار برلین تلقی کرد.
تأثیرات روانی غالب چنین روایت سیاسی تبلیغاتی امنیتی و نظامی بر روی نیروهای چپ دموکرات این است که خیلی از آرمانگرایان راه سوسیالیستی بهصورت شرمگینانهای از شفافیت در بیان آرمانخواهیهای سوسیالیستی خویش دوری میگزینند. این دوستان ما خود ناخواسته سوسیالیسم را تابویی ترسناک تلقی کرده و از گفتار شفاف در مورد آن فاصله میگیرند.
تاکنون بنا به گزارش سازمان عفو بینالملل، ۱۴۲ کشور جهان، ازجمله کشورهای عضو اتحادیه اروپا، تا امروز مجازات اعدام را لغو کردهاند. در حدود ۵۳ کشور هم در جهان وجود دارد که هنوز اجرای مجازات اعدام در این کشورها از رسمیت برخوردار است. تاکنون در حدود هفتادوپنج درصد کشورهای جهان مجازات اعدام را از قوانینشان حذف کردهاند. ۹۰ درصد اعدامهای اجراشده در جهان، به کشورهای عربستان، چین، ایران، پاکستان و ایالاتمتحده آمریکا تعلق دارند.
همزمانی گسترش اعتراضات صنفی و سیاسی در ایران، با خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم های اقتصادی همراه شده است که به فلج شدن نظام اقتصادی جمهوری اسلامی منجر شده و فروپاشی آن را امری باور پذیر جلوه می دهد؛ هیچکس باور ندارد که این سیستم بتواند با این وضع به حیات خود ادامه بدهد.
بحران اقتصادی ترکیه تنها چند روز پس از انتخابات، با افزایش لجامگسیختهی قیمت ارز خود را نشان داد. در عرض چند هفته قیمت دلار و یورو به حدود دو برابر قیمت سابق خود رسید و ضربهای سنگین به صنایع وابسته به خارج ترکیه وارد کرد.
"اکتبر" ولی علیرغم همه خدماتش، تناقض بزرگی را هم از خود بر جای گذاشت: جایگزینی اراده دمکراتیک مردم با پیشاهنگی اراده گرا! همین معضل گرهی بود که آن انتخاب انسانی اولیه را زیر سایه برد و طی زمان حتی بیشتر. این تناقض، موجبی برای تعویق افتادنها و دقیقتر، به تعویق انداختنهای مکرر اصلاح نگاه و عمل آرادهگرایانه در پسا 1917 و شوروی زاده آن بود.
امروز بهجرئت و دقت میخواهم بگویم که بخش بزرگ چپ ایران ازجمله فدائیان خلق ایران بر بستر تجارب مثبت و منفی جنبش چپ ایران و خودمان و با نقدهای جسورانه ، پیگیرانه و خلاق افکار و سیاستها و روشها و رفتار خود در پاسخ به نیازهای جامعه در جهان معاصر، آزادیهای مشخص نه صرفاً آرمانی را و دمکراسی و تشکیل دولت مدرن دمکرات و قانونی و نه صرفاً دمکراسی آرمانی را در مرکز سیاست، برنامه و استراتژی سیاسی خود قرار دادهاند.
امروز با هر جوان تحصیلکرده کشورمان که همسخن میشویم، از انزجار او به ظلم و ستم و تعدی، متحیر میمانیم. علیرغم آموزشهای نظام اسلامی که دره بزرگ فقر و ثروت را مشیت الهی معرفی میکند، بهجرئت میتوان گفت، فرایند روحیه آزادیخواهانه و عدالتطلبانه در میان جوانانمان، به یک فرهنگ تبدیلشده است.
خموشی گزینی آقای رضا پهلوی درباره سیاهکاریهای پدربزرگ و پدر خویش، برای دلجویی از اولیها بوده است. در مشروطهخواه نماییاش اما، کنار خرد جوییهای خودش و رهنمایان هوشیار و آگاه به نیاز زمان دوستدار خویش، درواقع بازتاب گرایش سلطنت مشروطه.
فروتن در خودآموزی و آموختن از دیگران و پابرجایی در آرمانهای انسانی و ارزشها. اگر نگاه نقاد و خود انتقادی، متعلق به مدرنیته است و بیانگر روح آزادیخواهی، "فدایی خلق" هم با هر آلودگی به کهنگیها، در کلیت خود تعلق به این پدیده دارد و پالایشهایش نیز، صورت گرفته بر همین بستر.
در گذار از حکومت شبه توتاليتر به دموکراسی، نقش اصلی با جنبش اعتراضی مردم و در رأس آن طبقه کارگر بود. مشارکت وسیع مردم، اين پيروزی را امکانپذیر ساخت. اما اين جنبش با رهبری لخ والسا، ژان پل دوم و کلنل والدمار فیدریج (ماژور)، بنیانگذار جنبش جایگزین نارنجی به پيروزی رسيد.
افغانستان ثبات نمیگیرد مگر در تعامل ارگانیک با قدرتهای بیگانه و در همان حال، نه که سازگار با هیچ تحکمی از سوی غیر! از یکسو حضور خارج در ساختار این کشور واقعیتی است نهادینهشده و حتی درون ساختاری، اما همین ساختار درونی از سوی دیگر و نیز از دیرباز، پس زننده بیگانه آمر! نیروهای درونیاش در کشاکش با یکدیگر به این یا آن قدرت همسایه و غیر همسایه متوسل میشوند، ولی در برخورد با حامی حریف و رقیب خود، پرچم استقلال برمیافرازند و مستقل جلوه میکنند!
در سالهای اولیه دهه ٤٠ چندین گروه روشنفکری و دانشجویی بهطور مخفیانه به مبارزه علیه رژیم شاه برخاستند، که بیشتر فعالیتشان در عرصههای پخش اعلامیه و ردوبدل کردن جزوات و کتابهای ممنوعه و تشکیل جلسات بحث و گفتگو پیرامون مسائل سیاسی روز ایران و جهان، کار در کارخانهها و یا تحقیق و پژوهش درباره اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران بود