Direkt zum Inhalt
پنجشنبه ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۴ تیر ۱۴۰۵

کنگره چهارم

حزب چپ ایران باورعمیق دارد که فردای ایران بدون رفع تبعیض ملی و قومی نه به آزادی خواهد رسید و نه به دمکراسی و عدالت. از همین روست که در برنامه خود پاسخ درخور به مطالبات ملی قومی را با مشارکت نمایندگان راستین مردم و با تکیه بر گنجینه علمی و تجارب تاریخی همخوان با مدل فدرالیسم و با در نظرداشت ویژگی‌های کشورمان یکی از ستون‌های جامعۀ آزاد، آباد و دمکراتیک فردا می‌فهمد که در قالب جمهوری سکولار دمکرات میتواند جامه‌ی عمل بپوشد. 
حزب ما، با تمام تاریخ و تجربه‌ی خود در جریان چپ ایران، خود را شریک و همراه این مسیر می‌داند. ما نه به‌عنوان نهاد دانای کل، بلکه به‌عنوان صدای مطالباتی که بارها سرکوب شده‌اند، در کنار شما هستیم. حزب چپ ایران می‌خواهد خانه‌ی امنی برای اندیشه‌ی چپ، رادیکال و رهایی‌بخش باشد؛ اما همزمان، خانه‌ای باز برای گفت‌وگو، اختلاف‌نظر، نقد، و آفرینش جمعی.
حزب چپ ایران، به برابری حقوق انسان‌ها و رفع کامل تبعیض  جنسی و جنسیتی عمیقا باور دارد و مبارزه و تلاش برای تحقق این امر مهم را در سرلوحه فعالیت‌های خود قرار داده‌است. این امر مهم از جایگاه ویژه‌ای در برنامه حزب چپ ایران برخوردار است. ما دست شما را به گرمی می‌فشاریم و در این مبارزه در کنار شما قرار داشته و اطمینان داریم که در صفوفی فشرده و در کنار یکدیگر، برای رسیدن به فردایی عاری از جهل و ستم و سرکوب، گام بر خواهیم داشت.
حزب چپ نیز چون شما زحمتکشان، مخالف سیاست‌های اقتصادی نئولیبرالیستی، مخالف خصوصی‌سازی‌های رانتی و غارتگرانە، مخالف حذف یارانە‌ها، مخالف سیاست‌های شوک درمانی، مخالف مقررات زدایی از مناسبات مابین کار و سرمایە، مخالف سرکوب سندیکاها و تشکل‌های کارگری و اعتصابات، مخالف قرادادهای اسارتبار موقت کار، مخالف حضور شرکت‌های واسطەای و دلالی در بازار کار، مخالف هر نوع تبعیض و نابرابری جنسی و جنسیتی، ملی، نژادی  و مذهبی، به‌ویژە مخالف تبعیضات وسیع و مضاعفی است کە علیە زنان در محیط‌های کار به‌طور سیستماتیک و هدفمند از طرف حکومت و کارفرمایان پیش بردە می‌شود.
حزب چپ ایران، نه تنها به مبارزه زندانیان سیاسی ارج می ‌نهد، بلکه این مبارزه را بخشی جداناشدنی از پیکره‌ ی مبارزه مردم ایران می داند. زندانیان سیاسی در ایران امروز تنها نیستید، صدای‌ آنها در خیابان ‌ها جاریست و در تداوم جنبش‌ ها و مقاومت ‌ها بازتاب دارد.
حزب چپ ایران براین باور است که جنبش دادخواهی هدفش انتقام از جنایتکاران نیست، آن را بخاطر اجرای عدالت برای ساختن آینده ‌ای عاری از جنایت پی می گیرد. حزب ما به پایداری و جسارت جمعی‌ خانواده جانباختگان راه آزادی و دادخواهان، که شمارشان از خانواده آنان گذشته و عموم آزادیخواهان را با خود همراه کرده است، بر خود می‌بالد. گر چه راه پر از درد و رنج دادخواهی را جمعی نه چندان بزرگ، در زیر سایه سرکوب خونین استبداد، آغاز کرد، اما امروز نیروی گسترده ای را گردآورده، که دست در دست هم آن را به سرانجام خواهند رساند.
حزب چپ ایران، با تسلیت به تمام خانواده‌هائی که عزیزانشان قربانی بمباران‌های دولت متجاوز اسرائیل شده‌اند، همه‌ی هموطنان را به تشکیل کمیته‌های همیاری مردمی در محلات و در سراسر ایران، دعوت می‌کند. جمهوری اسلامی تاکنون زیر بمباران‌های اسرائیل هم، جز تشدید سرکوب مردم اقدام دیگری در جهت کمک به مردم و توقف جنگ نکرده‌است. حزب ما با تمام قوا پشتیبانی خود را  از تشکیل کمیتە‌های همیاری مردمی  پشتیبانی و همراهی خود را با فعالیت‌های آن‌ها اعلام می‌کند. ما هم‌چنین، همه‌ی نیروهای چپ، دموکرات و جمهوریخواه و پایبند به دموکراسی را به همراهی و هماهنگی در راستای پایان دادن به حاکمیت منحوس جمهوری اسلامی فرامی‌خوانیم.
راهبرد سياسی حزب چپ ایران با آرمان سوسیالیسم دموکراتیک، گذار به جمهوری سکولار دموکرات است. این راهبرد متکی برجنبش های اجتماعی، نهادهای مدنی و خیزش‌های مردمی است و ما از گسترش اعتراضات مطالباتی و خیابانی، اعتصابات، سازمان‌یابی مستقل مردم، اعتصاب عمومی و مقاومت مدنی، قاطعانە حمایت می‌کنیم. در حال حاضر مقاومت مدنی شکل رایج مبارزه عليه حکومت تبديل شده و با زندگی روزمره‌ مردم درآميخته‌ است. ما مبارزات مردم برای عقب نشاندن حکومت را به سود روندهای دموکراتیک و گامی به جلو در مبارزه‌‌علیه رژيم فقها می‌دانیم. حزب ما ضمن دفاع از حق مردم برای دفاع مشروع علیه خشونت جمهوری اسلامی، مخالف سازمان دادن خشونت است.
کنگره چهارم حزب چپ ایران، با تعیین راستاهای برنامه عمل دو سال آتی تا کنگره پنجم، بسیج حزب را در فعالیت جهت دار و همبسته و قابل سنجش با ارائه کارنامه ای در پایان دو سال خواستار است. در زيز راستاهای برنامه عمل دوساله برای هدایت فعالیت های حزب آمده است. لازم است ارگان های مسئول، اجرای آن ها را در برنامه خود بگذارند و در موضوعاتی که ضرورت دارد برنامه اجرائی تهيه کنند. ئن ۲۰۲۵
کنگره چهارم حزب چپ ایران، بگونه‌ی روندی و در شکل ترکیبی حضوری و مجازی انجام گرفت و بعد از رسیدگی به اموراتی از کنگره در نشست‌های مجازی، بخش حضوری خود را در سه روز ۹ تا ۱۱ خرداد ۱۴۰۴ برابر با ۳۰ مه تا ۱ ژوئن ۲۰۲۵ برگزار کرد و بالاخره آخرین نشست مجازی خود را در روز ۲۵ خرداد برابر با ۱۵ ژوئن، یعنی پس از آغاز حمله اسرائیل به ایران برگزار کرد.
چهارمین کنگره حزب چپ ایران نشست حضوری خود را روز ۹ خرداد آغاز کرد. کنگره کار خود را با سه اجلاس مجازی شروع کرده بود و در آن‌ها رشته تصمیماتی را اتخاذ کرده بود، که جنبه‌ی آمادگی برای کنگره ی حضوری داشتند. این نشست پس از سه روز کار، در روز ۱۱ خرداد پایان یافت.
جنایات مدهش جنگی افراطیون اسرائیلی اکنون در تاکتیک تحمیل بدترین گرسنگی و بی درمانی بر مردم غزه جریان دارد. وجدان بشریت، سخت دل آزرده ی این وضع است. قدرت های بزرگ یا قسماً پشتیبان این بمباران‌ها و حتی به گلوله بستن امدادگران و روزنامه نگاران بوده و هستند و یا در برابر اینهمه فجایع سکوت برگزیده اند. تا به کی جنایت آن‌هم در این ابعاد؟ تا کجا نبود چشم انداز آرامش و خاموشی صفیر گلوله و غرش توپ و تانک و موشک و بمباران؟ تا چه زمان دست بر روی دست گذاشتن جهانیان؟
هدف این نوشته، برخورد به تک تک بندهای سندهای ارائه شده به کمسیون نیست؛ چه آن، فرصت و شرایط دیگری را طلب می کرد. در مرکز این نوشته، تشریح سند ۷ امضائی و برجسته کردن نکات مهم آن قرار دارد. واژه «اسناد دیگر» که در این نوشته بکار رفته علیرغم تفاوتهایی با همدیگر، در محتوا و بویژه در برخورد با مفاهیم مشروحه از عدم شفافیت و روشنی در آن موارد خاص برخوردار می باشد.
تناقض اول از تحلیل ایشان ناشی می شود که: او کل جریان و همه ی سرنگونی طلبان رژیم اسلامی در ایران را یک دست و با نگاهی منفی معرفی می کند، در حالی که رفقای ارائه کننده سند ۷ امضا که بهروز خلیق آن را نقد کرده است، دقیقا بر خلاف ادعای ایشان در سند خود به مطالبات و مبارزه ی هر روزه ی جنبش های مدنی، زنان، کارگران، معلمان و ... پرداخته اند.
سند ۷ امضا درک مشخصی از سرنگونی را ارائه نمی دهد. نويسندگان سند در جلسات، درک های متفاوتی را از کاربرد سرنگونی ارائه داده اند. بارها از آن ها خواسته شده است که درک خودشان را از سرنگونی بنويسند تا معلوم باشد که مدافعان سرنگونی در حزب چه سياست هائی را می خواهند پيش ببرند. چه تفاوت هائی بين سياست های آن ها با راهبرد گذار و سياست های موجود حزب وجود دارد؟
با انقلاب تکنولوژیکی امکان گذر از دمکراسی نمایندگی به تلفیق دمکراسی نمایندگی با دمکراسی مشارکتی و مستقیم در احزاب سیاسی فراهم می شود. با حفظ برخی عناصر اصلی دمکراسی نمایندگی ( انتخاب مسئولین و دوره ای بودن آن ها ......) می توان عناصر دمکراسی مشارکتی و مستقیم را وارد ساختار و مناسبات حزبی کرد.
بلە البتە کسانی هم در درون طیف های گذار طلب هستند کە گذار را همان انقلاب بە روز شدە تلقی می کنند.
حالا با این اوصاف چند سوال از بهروز می کنم:تعریف گذار چیست؟ شما بهروز خلیق جزء کدام طیف از گذار طلبان هستید؟
اگر مردم فردا روزی قیام یا انقلاب کردند، شما می خواهید با مردمی کە دارند انقلاب می کنند، چکار کنید؟با آنها همراە می شوید و در مقابلشان می ایستید؟
گذارطلبان فرصت‌شناس هستند. آن ها به کاهش هزینه‌های اعتراض و پایین آوردن ریسک مبارزه با رژیم‌های اقتدارگرا را برای افزایش مشارکت شهروندان در جنبش‌های اجتماعی توجه جدی دارند. ازاین‌رو گذارطلبان از فرصت‌های سیاسی و اجتماعی، برای پیشبرد گذار استفاده می‌کنند. این ویژگی متاثر از جنبش‌های اجتماعی نو است که در آن پیش از اتکا به هیجانات آنی، به عقلانیت و خرد جمعی توجه می‌شود.
تبيين وضعيت کنونی با شرايط پيشا انقلابی، حتمی بودن وقوع انقلاب و در چشم انداز قرار گرفتن و اميد آفريدن به وقوع آن، وقتی تحقق پيدا نمی کند، اميد را به نااميدی تبديل می کند. برای پايان دادن به جمهوری اسلامی تمام تلاش را بايد به کار گرفت که آلترناتيو جمهوری سکولار دموکرات با شرکت وسيع ترين نيروهای جمهوری خواه شکل گيرد، هماهنگی بين جريان های دموکرات تامين شود، سازماندهی گروه های اجتماعی و همبستگی بين آن ها به وجود آيد، با گسترش اعتراضات و مقاومت مدنی، شکاف در بلوک قدرت ايجاد شود و پايه های ارگان های سرکوب سست شود.
تعبیر «آلترناتیو دموکراتیک و انقلابی» برآمده از تحلیل وضعیت کنونی ایران است. ما در آستانه‌ی یک دگرگونی بنیادین قرار داریم و تجربه‌ی جنبش «زن، زندگی، آزادی» نشان داد که جامعه وارد فازی از رادیکالیسم دموکراتیک شده است. تاکید بر «انقلاب» در این سند، نشانه‌ی بسته بودن درها بر اصلاح‌پذیری رژیم است، نه رد امکان ائتلاف با نیروهایی که مسیر دیگری می‌پیمایند.
ما از همکاری با جمهوریخواهان حمایت می کنیم، اما نە بە قیمت کنار گذاشتن احزاب چپ و احزاب ملی قومی و همکاری و اتحاد بدون مرزی کە بە قیمت کنار گذاشتن برنامە حزب تمام شود. و اگر قرار بر سر ارزش گذاری و انتخاب بین این و آن باشد منطق چپ بودن حکم می کند کە ما همکاری با چپ ها و احزاب ملی قومی را انتخاب کنیم.
تغيير آلترناتيو و سياست همکاری و ائتلاف ها نيازمند بحث و گفتگو در حزب، توضيح دلايل تغيير و پاسخ به سئوالات فراوانی است که در اين موضوع مطرح است. در حزب چنين بحث و گفتگوئی صورت نگرفته است و نويسندگان سند ۷ امضا هم مطالبی در توضيح آن ننوشته اند. آميد است که نويسندگان سند ۷ امضا به پيآمدهای زيانبار فرمول ارائه شده واقف شوند و توضيح دهند به چه دليلی آن را در سند خود گنجانده اند. حزب ما بايد بين جريان های جمهوری خواه پل بکشد نه اينکه ديوار بنا کند. همکاری و اتحادها را گسترش دهد نه اينکه آن را محدود و محدودتر کند.
در جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» صدها نفر را با گلولە جنگی بە قتل رساندند، صدها تن دیگر را با گلولە ساچمەای نابینا نمودند، تعدادی را زیر شکنجە کشتند، عدەای را با پرت کردن از بلندی سر بە نیست کردن، ٢٠ هزار نفر را روانە شکنجە خانە ها کردند و عدەای از مبارزان را نیز اعدام کردند. جنبش زن، زندگی، آزادی یک جنبش انقلابی بود، اگر می خواست دست بە خشونت بزند، امکان آن‌را هم داشت، ولی آیا گلولەای از سوی انقلابیون بسوی مزدوران آدمکش رژیم صادر شد؟
مبنا قرار دادن اين حکم که حکومت های سرکوبگر مثل جمهوری اسلامی شکل مبارزه را تحميل می کنند، برخورد منفعل و تن دادن به انتخاب شکل مبارزه توسط حکومت های سرکوبگر است. در عين حال به معنی آن است که اين حکومت ها، مردم، جنبش ها و اپوزيسيون را بدنبال خود می کشانند و آن ها هم به شکل مبارزه تحميلی حکومت ها تن می دهند. جنبش ها و نيروهای اپوزيسيون نبايد تن به شکل مبارزه ای بدهند که حکومت های سرکوبگر می خواهند برآن ها تحميل کنند.
با اطمینان می توان گفت که مذاکره جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر پروندۀ هسته ای ایران، مؤثرترین روند آیندۀ کوتاه مدت در ایران، و همراه با "مسئلۀ فلسطین"، همچنین در منطقه است. عوامل موفقیت و شکست در هر دو سو کم نیستند.
همبستگی ملی می تواند گرانیگاه اتحاد تمامی ایرانیانی باشد که دل در گرو کرامت انسانی و توسعه سیاسی، اقتصادی، دمکراسی، فرهنگی، پذیرش حقوق و جایگاه تمام اقوام ایرانی در اداره کشور باشد. در یک کلام باید گفت برای همه ایرانیانی که عشق به ایران دارند.
کاهش نقش و نفوذ گروه‌های شبه نظامی غیر دولتی در خاورمیانه، روندی‌ست که در چند سال اخیر آغاز شده و به احتمال زیاد ادامه خواهد داشت. تحولات سیاسی، فشارهای بین‌المللی و توافقات امنیتی پایدار دولت‌ها موجب خواهند شد که قدرت نظامی و امنیتی بیش از پیش در قالب ساختارهای رسمی دولتی تعریف شود و کنترل تسلیحاتی در چارچوب‌های حاکمیتی تقویت گردد.
از نظر ما، یک سند برنامه سیاسی نه تنها باید شامل ارزیابی و تحلیل شرایط فعلی باشد، بلکه باید وظایف و اهداف مشخصی را در چهارچوب برنامه و منشور حزب منطبق با نیازهای مبارزه در بازه زمانی بین دو کنگره تعیین کند.
حفاظت از محیط زیست ، مسئولیت و وظیفه همگانی است که  تحقق آن در عمل  نیاز به همکاری و مشارکت و هم آهنگی همگانی - دولت ،  نهاد ها ی مدنی، سمن ها ، تشکّل‌های غیرانتفاعی شهروندی و بخش خصوصی – است. حفظ محيط زيست هم مسئله امروز و هم فردای پسا جمهوری اسلامی است. برنامه ما هم برای شرايط کنونی و هم برای جمهوری سکولار دموکرات است.
تحمیل زور در مناسبات بین المللی، زدودن همبستگی از این مناسبات به ویژه با کشورهای فقیر، اضمحلال اقتدارها و حقوق بین المللی و نشاندن مناسبات "دوجانبه" به جای آنها، ابتنای سیاست خارجی بر منافع حلقه های محدود قدرت زیر عنوان منفعت ملی، "جنایت علیه طبیعت"، معامله گری به هزینۀ کشورهای ضعیف تر و نابرابرحقوقی دولتها...
مدل سنتی ساختار کنگره، شورای مرکزی، هیات سیاسی در اساسنامه رسمی و فعلی حزب که منشا رهبری سانترالیسم دموکراتیکی و چند نفره حزب است، جایگزین شود با ساختاری نوین از رهبری بر پایه گروه های کار و واحد های محلی خودگردان بر محور هدف مرحله ای و برنامه عمل دو ساله هدایت فعالیت های حزب که توسط کنگره تصویب می شود.
«گذار» یا «گذر» از این رژیم بدون تصریح و شفافیت آن محلی از اعراب ندارد. هدف اصلی نویسندگان سند عبارت از آنست که نمیتوان به استحاله رژیم و یا تغییر مواضع این یا آن فرد رژیم امید بست! این نکته اساسی در انتخاب «سرنگونی» یا «گذر» است. رژیم در کلیت خود، ثابت کرده است که رژیمی جنایت پیشه، فاسد و رانتی و ضد طبقه کارگر و ضد زن است. در عین حال برای حفظ خود (خود نظام) دگم و یکدست است.
به‌نظر من یکی از مهمترین مسائلی که در بحث های پیش کنگره و کنگره‌ای باید قرار گیرد و در باره آن در کنگره تصمیم‌گیری شود، نقد و بررسی هدف تعیین شده سیاسی در کنگره سوم و تغییر آن است. مرکز هماهنگی اپوزیسیون موضوعی خیلی پاینده (نه گذری)، ضروری (نه تصادفی)، عادی (نه استثنائی)، طولانی (نه کوتاه مدت) به‌نظرمان می‌رسد، و تقریبا هیچ مخالفی میان ما نداشته‌است. دشوار و سخت است که این سیاست را با چنین جایگاهی، اشتباه آمیز، بی‌نتیجه عملی و طبعا بحران آفرین دانست.
تفاوت شعار ما با شعار تا کنونی حزب در هدف کە استقرار جمهوری سکولار دمکرات است نیست. در ترکیب نیروهای آلترناتیو است. ما بهمین جهت "فدرالیسم" را هم بە جمهوری اضافە کردەایم. فدرالیسم در کنگرە سوم هم تصویب شدە بود اما در کشوی میز حزب ما بود، کاری کە ما کردیم آن را از کشوی میز حزب  درآوردیم روی میز نهادیم.
وقتی ذهنيت، تمايلات و آرزوها، جای واقعيت می نشيند، ظرفيت های غيرواقعی به جنبش نسبت داده می شود و جنبش قادر نمی شود آن انتظارات را برآورده کند، در چنين حالتی نااميدی در صفوف آن شکل می گيرد.