جمعه ۱۳ مارس ۲۰۲۶
جمعه ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
اعلامیهها و بیانیههای حزب
اکنون صدای اعتراضات نیروهای دادخواه که از همان روزهای نخست بلند بود، چنان اوج گرفته است که خبر این کشتار به گوش مردم ایران در دور افتادهترین نقاط کشور هم رسیدهاست. بدون تردید این صدای دادخواهی با گذشت زمان طنین رساتری خواهد یافت و حلقهی محاصرهی قاتلان و جانیان روز به روز تنگتر خواهد شد و دیر نیست که شاهد محاکمه آمران و عاملان کشتار ۶۷ هم باشیم. در خارج از کشور سالهاست که ماموران تروریست جمهوری اسلامی به پای میز محاکمه کشیده می شوند.
مسئله مرکزی لحظه حاضر اما چه در برابر خود طالبان و چه برای مردم افغانستان و نیروهای سیاسی غیر طالب عبارت از حد و نوع حاکمیت طالبان بر این سرزمین است. مبتنی بر تجربه، کمتر کسی واقعیت طالبان به عنوان واقعیتی از افغانستان را رد میکند. بحث، اساساً سر حدود سلطه طالبان و کشورداری آنانی است که به لحاظ نگرش و عقاید همان طالبان قبلیاند. هرگونه خوش بینی نسبت به اصلاح پذیری کلیت طالبان، یک ارزیابی خطرناک و خطای سیاسی مهلک خواهد بود.
مادر ملک خود نیز در سال ۱۳۶۰ دستگیر شد و به دوسال در بند ۲۴۰ زندان اوین و زندان گوهردشت در زیر شکنجه های وحشیانه قرار گرفت. شکنجه هایی چنان شدید و غیر انسانی که اثرات آن تا پایان عمر بر پیکرش قابل مشاهده بود. او پس از آزادی از زندان همواره کوشید به سهم خود در افشای جنایات رژیم مؤثر باشد.
ما ضمن این آرزو که مردم افغانستان بتوانند با سازماندهی مبارزات مدنی و سیاسی خود در جابجای کشورشان پرچم مقاومت در برابر این تاریک اندیشان برافرازند، اما اقدام دستجاتی از مردم برای خروج از وطن خود را هم واقعیتی از امروز افغانستان میدانیم. در شرایط کنونی که شهروندانی از این کشور به هر دلیلی قصد مهاجرت به ایران دارند، این یک ضرورت انسانی و ملی است که ما ایرانیان به یاری افغانستانیهایی برخیزیم که وارد کشور ما میشوند
رفيق ایلدیریم شاعر، نویسنده و مترجم توانمندی بود. او از دوره جوانی فعاليت خود را در حوزه فرهنگ و ادبیات آذربایجان آغاز کرد و در اين حوزه آثار ارزشمندی از خود بجا گذاشت. از جمله: دوره سه جلدی «دستور زبان آذربایجانی»، «مجموعه مقالات سیاسی ـ اجتماعی» و «تحقیق در زندگی و آفرینش ادبی ناظم حکمت». او ادبیات شناس و منتقد ادبی گرانقدری بود و از معدود کسانی بود که همپای شناخت ادبیات آذربایجانی، ادبیات فارسی را هم می شناخت. وی نزدیک به بیست سال سردبیر فصلنامه دو زبانه ترکی و فارسی «آذری» بود.
این حکومت بیهوده فکر می کند صدای حق طلبانهی مخالفان جمهوری اسلامی را با ترور و اعدام میتواند خاموش سازد. بیهوده گی این تصورات مالیخولیائی جمهوری اسلامی را حیزش اعتراضی مردم در خوزستان، اعتصابات کارگران پیمانی نفت و سایر کارگران از جمله فولاد اهواز و نیشکر هفت تپه، مبارزات حق طلبانهی معلمان و بازنشستگان، فریادهای مرگ بر دیکتاتور مردم در تهران و دیگر نقاط ایران و اعتراضات سایر هموطنان ما در کردستان و سیستان و بلوچستان قابل مشاهده است.
ما از وضعیتی که در کشور همسایهی ما افغانستان پیش آمدهاست، عمیقاً متاًسف هستیم. ما قدرتهای موٍثر در منطقه و جهان را در شکل گیری این فاجعه برای مردم افغانستان سهيم میدانیم و با ابراز نگرانی از بازگشت طالبانیسم به کشور همجوار خود و تعمیق بحران در افغانستان که آفتی بزرگ برای مردم آن و همچنین صلح و ثبات در منطقه است، بر این باور هستیم که افغانستان را نباید به حال خود رها کرد. چنین چیزی به معنی حمایت از حکومتی بنیادگرا و قوم گرا در این کشور است و بس.
هم اینک شبح برقراری احکام ارتجاعی طالبانی همراه با اعمال برتری قومی در افغانستان چند قومی، خواب از چشمها ربوده و ترک کشور و پناهنده شدن به کشورهای همسایه در آن وسعت گرفته است. ارزش پول ملی روز به روز بیشتر در حال سقوط است و کابوس فلاکت بیشتر، معیشت مردم را تهدید میکند. سقوط افغانستان در دامچاله جنگ داخلی، نه فقط مصیبتی دهشتناک برای این کشور، که خطری مدهش علیه صلح و ثبات در منطقه است.
رفيق شادمانی پس از ضربه به سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) با وجود سن کم به زندگی مخفی روی آورد، در بسیاری از اقدامات پرخطر آنزمان همچون تکثیر و پخش اعلامیه های سازمان مشارکت فعال داشت. او در سال ۱۳۶۶ دستگیر شد و خوشبختانه از قتل عام سال ۱۳۶۷ جان سالم به در برد. توضیح او در مورد جنایات حکومت به خصوص اعدام دوست و هم رزمش نادر حبیبی که فقط یک ماه از دوران محکومیتش باقی مانده بود، در پانل مجمع عمومی حقوق بشر به عنوان یکی از مصادیق جنایت علیه بشریت، ثبت شد.
تا کنون دادگاه هائی در برلین آلمان و بلژیک و فرانسه برای محاکمه تروريست های جمهوری اسلامی بخاطر ترور مخالفين برگزار شده است. اما این نخستین دادگاهی است که يکی از جنايتکاران کشتار ۶۷ را به محاکمه می کشد. دادگاه سوئد به يک معنی آغازی است برای محاکمه سران جمهوری اسلامی که فرمان کشتار و ترورها را صادر کرده اند. و هشداری است برای همه آدمکشان که بدانند جهان برای گریز از دست عدالت بسیار کوچک شده است.
گرچه به دلیل نارسایی اخبار هنوز هم نمیتوان از مرکز تصمیم مشخص و آمران نقشه شوم منجر به جنایت نام برد، اما بنا به جهت دهیها به حادثه، فضای فکری حاکم بر نیروهای امنیتی و انتظامی نقده و استان، وجود دستجات افراطی قومی فعال در منطقه و اوضاع سیاسی بحرانی کشور، وجود توطئهها در پشت این واقعه منتفی نیستند. البته آنچه در لحظه حاضر بر هر چیز دیگری ترجیح دارد، حس مسئولیت برای جلوگیری از تنش و تشنج دوباره در این شهر و بازگرداندن فضای امنیت و همزیستی سالم به اهالی آن است.
حزب چپ ایران (فدائیان خلق) جمهوری اسلامی و در راس آن علی خامنه ای را مسئول اصلی مرگ هزاران تن از مردم ایران و وخامت اوضاع و شرائط دشوار حاکم بر کشور می داند. ما با تقدیر از فداکاری و احساس مسئولیت کادر بهداشت و درمان کشور، بر تعجیل در تدارک واکسیناسیون عمومی، از طریق تأمین واکسن از همهی منابع مورد تأیید بهداشت جهانی تاکید داریم. در شرایط کنونی خواست عمومی تزریق واکسن است و جمهوری اسلامی تا کنون با بی مسئولیتی تمام به این خواست که با مرگ و زندگی مردم ایران گره خورده است بی اعتنا بوده است.
در شرائطی که اقتصاد جهان با شتاب روزافزون در حوزه های مختلف به سمت «دیجیتالی» شدن پيش می رود، هر کشوری که خود را از اين امکان محروم کند، در عمل از توسعه بازخواهد ماند و مانع رسيدن مردم خود به رفاه خواهد گشت. آمارها حاکی از آن است که حدود ۷۰ درصد مردم کشور ما از «اینترنت» استفاده میکنند و در فضای مجازی فعال هستند. دنيای مجازی امروز با زندگی ميليون ها ايرانی، با فعالیت دانشگاهیان، فرهنگیان، کسبوکارهای خرد و کلان، فعالان مدنی و سياسی عجین شده و اگر اين طرح به اجرا در آيد، در عمل به فقر بيشتر در جامعه و کوچک تر شدن سفرهی مردم منجر خواهد گشت.
در چنین شرایطی پاسخ نهایی جمهوری اسلامی، تقدیم تمام قدرت به دست یکی از بدنامترین قاتلان تاریخ جمهوری اسلامی است که رد خونهای ریخته در اعدامهای سال ۶۷ هنوز بر دستان اوست. ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی، پاسخ جمهوری اسلامی به بحرانهای داخلی و خارجی حکومت بود: سرکوب و توحش در داخل، و تشدید حمایت از تروریسم در خارج، راهبرد مشخص جمهوری اسلامی خواهد بود.
گزارشها حاکی است که در جریان بازداشت، بازپرسی و دارسی پرونده اسدالله اسدی، که به محکومیت ۴ متهم این پرونده منجر شد، نامهای دیگری از همکاران امنیتی و جاسوسان جمهوری اسلامی که مشغول کسب اطلاعات از سازمان ها و احزاب اپوزیسیون ایران هستند، طرح شده اند.
اعلام اسامی جاسوسان جمهوری اسلامی در اروپا میتواند در خدمت امنیت بیشتر برای شهروندان اروپا و فعالین اپوزیسیون ایران باشد و چتر امنیت این نیروها را بیشتر کند.
اعلام اسامی جاسوسان جمهوری اسلامی در اروپا میتواند در خدمت امنیت بیشتر برای شهروندان اروپا و فعالین اپوزیسیون ایران باشد و چتر امنیت این نیروها را بیشتر کند.
این حس تبعیض بر متن نوعی سیاست عرب زدائی که خود را در تعویض نام بسیاری از شهرها و روستاها به زبان فارسی نشان میداد، عنصری ثابت در همه طول سلطنت دو پهلوی پدر و پسر بود. نحوه برخورد تحقیرآمیز و مبتنی بر تبعیضات آشکار، با بروز دادن نمودهای خود در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، اداری و فرهنگی موجب تولید حس بیگانگی در عربها نسبت به حکومت وقت و حامیان ایدئولوژیک و فرهنگی آن میشد. بر چنین زمینههایی پارهای تحرکات ناسیونالیستی طی دو دهه قبل از انقلاب سربرآورد و در مواردی حتی جنبه سازماندهی به خود گرفت.
با تداوم تبعیض ملی و قومی در کشور اما، مبارزه علیه آن نیز ادامه دارد. همبستگی همه مردمان تحت تبعیض و مرکزگرایی با اعتراضات مردم خوزستان و نیز پشتیبانی سراسری از این اعتراضات همچنان ادامه دارد. پشتیبانی الیگودرز لرستان و سقز کردستان و تبریز آذربایجان و ... از مردم خوزستان، نشانه همبستگی و نماد مبارزه ای دوشادوش علیه جمهوری اسلامی، برای برابر حقوقی و لغو تبعیض و ستم است. این همبستگی بزرگترین منبع عزم و نیرو برای حل مسئله ملی و قومی و رفع تبعیض در کشور است.
به فرمان سران نظامی و انتظامی این رژیم مستبد که شریک دزدی و غارت و فساد جکومت اند، گوش نسپارید. جمهوری اسلامی دیر یا زود رفتنی است. در برابر مردم قرار نگیرید. اگر اراده کنید راه گریز از اجرای فرمان و سرپیچی از دستورات برایتان وجود دارد. نافرمانی از دستورات برای شلیک به معترضان وظیفه انسانی و اخلاقی شماست و به قول فریدون مشیری: "گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی و حق با توست، ولی حق را برادرجان ـ به زور این زبان نافهم آتشبار نباید جست! اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار، تفنگت را زمین بگذار!”
هم زمانی اين اعتراضات وضعيت انفجاری را در خوزستان شکل داده است. هنوز اين اعتراضات بههم نپيوسته اند. اما در صورت تداوم، زمينه برای هم پيوندی اعتراضات فراهم خواهد آمد و نيروی قدرتمندی را شکل خواهند داد. حزب چپ ايران (فدائيان خلق) بحران بی آبی و قطع مکرر برق در سطح کشور و به ويژه در خوزستان را بيش از همه حاصل مديريت مخرب حکومت و بی تدبيری های آن می داند و از اعتراضات بر حق مردم خوزستان عليه بی آبی و فقر و فلاکت استان حمايت میکند
جمهوری اسلامی متکی بر مماشات برخی دولت ها تاکنون توانسته است صدها تن از مخالفان خود را در خارج از کشور ترور کند و یا برباید. حکومت طی این سالها با ربودن شهروندان کشورهای دیگر آنها را به گروگان گرفته تا از این طریق هم فضای رعب در میان مخالفان خود ایجاد کند و هم روحیه مزدوران خود را برای ترور بالا نگهدارد. در این سالها به جز مقاطع کوتاهی که فعالیت تروریستی حکومت افت داشته همواره بازار ترور حکومت پر رونق بوده است و در چند ساله اخیر فعالیتها و توطئه های جمهوری در خارج کشور فعال تر و پیجیده نیز شده است.
این واقعیتی است که تحولات سیاسی کنونی در افغانستان چشم انداز نگران کننده و تیرهای را نشان میدهد و انواع خطرات در کمین آن نشسته است. از تشدید جنگ داخلی و بی ثباتی سیاسی باز هم بیشتر تا تقابلهای خونین قومی، قدرتگیری ارتجاع مذهبی و قبیلهای، و بازپس گیری دستاوردهای مدنی و سیاسی از جامعه افغانستان. شبح گسترش فقر و فاقه در فقدان تولید صنعتی و کشاورزی حداقل و کور شدن منابع کانی آن و اینها نیز در شرایطی که تزریق بیست ساله دلار به این کشور، در حال قطع شدن و یا دستکم فروکاهی بنیادی است.
حزب چپ ایران (فدائیان خلق) با ابراز نگرانی از پيآمدهای بحران قطع مکرر برق، با فشار طاقت فرسای آن بر مردم، بر حقانیت اعتراضات آنان پای میفشارد و حمایت خود را از این اعتراضات اعلام میدارد. در کشور ما باندازه کافی برق توليد می شود، ولی مردمانش از قطع برق این چنین در رنج اند. نیازهای سیاستهای برونمرزی و درونمرزی جمهوری اسلامی، که تماماً خلاف مصالح ملی و مردمی است، مانع از روشن ماندن چراغ خانه مردمان این کشور میشود.
حزب چپ ایران(فدائیان خلق)- فرانسه ایرانیان مقیم پاریس را فرامی خواند که در گردهمائی سه تشکل دموکراتیک: شورای دمکراتیک - پاریس ( برای حمایت از جنبش های مردمی در ایران)، هماهنگی ایرانیان - پاریس (در حمایت از کارگران اعتصابی) و جمعیت کردهای مقیم فرانسە؛ در روز یکشنبه ساعت سه بعدازظهر در میدان جمهوری برای همراهی، همگامی و دفاع از حقوق مشروع و صنفی کارگران اعتصابی در سراسر ایران شرکت نمایند تا صدای حق طلبانه کارگران اعتصابی ایران را پر طنین نمائیم.
این حرکت بزرگ با آنکه جنبه مطالباتی و صنفی دارد، اما با توجه به وزن سنگین این صنعت در اقتصاد کشور و حد آگاهی در این بخش از کارگران ایران با هر نتیجهای هم که پایان گیرد مهر و نشان خود را بر روند تحولات سیاسی در مبارزه با جمهوری اسلامی و در رسیدن به آزادی و عدالت خواهد کوبید. همانگونه که خیزشهای مردمی دی ۹۶ و آبان ۹۸ تاثیرات بسیار بزرگ خود را در رابطه جامعه و حکومت باقی گذاشتند و بدانگونه که حرکت مدنی تحریم انتخابات حکومت را باز هم بیشتر منفرد کرد، این اعتصاب بزرگ هم اثر خود را چه از نظر تقویت اعتماد به نفس در مردم و چه دستاوردهای عملی اش بر جای خواهد گذاشت.
اهمیت دیگر این اعتصاب در آن است کە در زمان انتصاب کسی است کە قصد دارد با درخواست اتاق بازرگانی یک رشتە تغییرات تازە علیە حقوق کارگران اعمال نماید. تغییراتی کە هم شرایط کاری و هم معیشتی کارگران را بدتر خواهد کرد. کارگران رسمی صنعت نفت نیز در واکنش مشابهی بە این اعمال تا ٩ تیر ماە بە مدیریت وزارت نفت مهلت دادەاند کە بە تضييع حقوق آنها خاتمە دهد و در صورت نگرفتن جواب مثبت دست به اعتصاب خواهند زد.
حزب چپ ایران (فدائیان خلق) – بلژیک، از فراخوان " جمهوریخواهان ایران در بلژیک" برای برگزاری تظاهراتی در برابر ساختمان پارلمان اروپا در روز نشست دوره ای "گروه روابط ایران در پارلمان اروپا" در بروکسل حمایت می کند و در این تظاهرات شرکت می کند. ما از ایرانیان ساکن بلژیک می خواهیم که برای همبستگی و حمایت با اعتصاب و مطالبات کارگران در این تظاهرات شرکت کنند.
رفیق بیژن یار وفادار جنبش فدائی بود. انسانی خستگی ناپذیر، پرکار، صمیمی که در تمام عمر با آرزوی دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی مبارزه کرد. قلبش برای کارگران و زحمتکشان و برای رهائی تهیدستان از فقر و تنگدستی میتپید. ما با احترام به سالها مبارزه رفیق بیژن در صفوف فدائیان خلق، یاد او را گرامی میداریم.
آنها قربانیان بیکفایتی مسئولان جمهوری اسلامی هستند. استاندار آذربايجان غربی به جای پاسخگوئی، با گفتن اینکه به طور طبیعی زیاد از این اتفاقات داریم، موضوع از دست رفتن جان خبرنگاران محیط زیست را توجیه نموده است. در اين سانحه سازمان محیط زیست به خاطر استفاده از اتوبوس فرسوده برای انتقال خبرنگارانی که مسئولیت حفظ سلامتشان را داشته است، مسئول است.
حل مشکلات کشور، پایان دادن به فقر و بیکاری، تبعیض و فساد ساختاری و ایجاد یک حکمرانی کارآمد، جز از این طریق امکانپذیر نیست. ارادهای که نقشههای حکومت برای دربند کشیدن بیشتر کشور را در همین گام نخست به چالش کشید و با موفقیت در برابر آن ایستاد، قابل تقدیر است. این ایستادگی را باید با توانمندتر کردن جامعه، تقويت جنبشهای مطالباتی و فراهم آوردن زمينه های گذار از نظامی که چنین جنایتکاری را چهرهی مطلوب خود دانسته و به قدرت رسانده است، ادامه داد.
ارزش تحریم این "انتخابات" فقط به برآمد گستردهی مردمی در روز ٢٨ خرداد نیست، بلکه همچنین به صفآرایی سیاسی گستردهای است که در تقابل میان جمهوری اسلامی و مخالفان و منتقدان آن شکل گرفتهاست. صفبندی که در برابر نمایش جمهوری اسلامی در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری شکل گرفته است، کم سابقه و در نوع خود نوید دهندهی گشایش جدیدی در سمتگیری نیروهای اپوزیسیون و منتقد نظام است.
در چنین شرایطی، همراهی نیروهای جمهوریخواه و دموکرات، بیش از همیشه اهمیت دارد. در پسا «انتخابات» دیری نخواهد پایید که اعتراضات گسترده مردمی به صراحت به حکومت و دولت دستنشاندهی ولی فقیه «نه» بگوید و در چنین شرایطی ائتلاف بلوکی از جمهوریخواهان دموکرات و سکولار، برای پرطنین ساختن پژواک صدای مردم بسیار ضروری خواهد بود. چهاینکه امروز هم در میان شکلگیری بزرگترین جنبش تحریم «انتخابات»، جمهوریخواهان خود را صدای مخالفان انتخابات حکومتی میدانند.
رویگردانی مردم از حکومت و تحریم انتخابات فرمایشی، از ماهها پیش روشن بود، اما، تصمیم حکومت در قلع و قمع بی سابقهی کاندیداها بر ابعاد این تحریم افزودهاست. تجربهی دو دههی گذشته به مردم یاد دادهاست که امیدی به معجزه در پای صندوقهای رای جمهوری اسلامی نداشته باشند. تغییر در وضعیت زندگی آنها تنها از طریق عقب نشاندن حکومت و تحمیل ارادهی خود بر آن میسر است. در این دور نیروی پیشاهنگ تحریم خود همین اکثريت مردم هستند که پرچم تحریم انتخابات را در دست گرفتند. اکنون امکانی برای مشارکت در چنین انتخاباتی باقی نماندهاست.
رفیق طاهرپرور انسانی مقاوم، صادق، مهربان و فروتن بود و در میان زندانیان سیاسی به نشانهی صمیمیت و خودمانی بودن ««مَشد ابول نامیده میشد. او بعد از آزادی نیز فعالیت سیاسی خود را در صفوف فدائیان خلق ادامه داد. مدتی جزو جریان فدائیان اکثریت بود ولی پس از چندی از فعالیت تشکیلاتی کناره گرفت، گرچه همواره به آرمانهای انسانی و عدالتخواهانهی خود وفادار ماند.
اسماعیل خوئی، بیش از همه، به عنوان شاعر شعر اعتراض در برابر اختناق و سرکوب، ستایشگر ستیز علیه ظلم و تباهی شناخته شدهاست. او همواره برای ایجاد جهانی انسانی و عادلانه و برای پاسداشت حرمت انسان مبارزه کردهاست. برخی از اشعار او زمزمهی رهروان آزادی و برابری در زندانها و سیاهچالهای هر دو رژیم بود، برخی دیگر، ورد زبان عاشقان زندگی در دنیای پاک آرزوها. زبان شعر اسماعیل خوئی سرشار از تصاویر دلنشین و بهرهمند از گنجینهی ادبیات کهن کشورمان است. او جزو پرخوانندهترین شاعران دوران خود بود و به طریق اولی، به عنوان یکی از سرآمدان شعر معاصر ایران در تاریخ ادبیات کشور ما خواهد ماند.
در مخالفت فراگیر با این "انتخابات" فرمایشی، هر فقره عدم شرکت در "انتخابات" مهم است و نقش خود را دارد؛ این بههیچوجه کافی نیست که فقط خودمان به این نمایش حکومتی "نه" بگوییم. لازم است از هر ابتکار سود جست تا گزینهی تحریم گستره بیشتری به خود گیرد. مبارزه در راه تحریم "انتخابات" با تشویق خانواده و دوستان به رأی ندادن تمام نمیشود، لازم است همکاران، هم محلهایها و هر شهروند قابل دسترس خود را دعوت و متقاعد به خالی گذاشتن مراکز رأی کرد.