یکشنبه ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶
یکشنبه ۷ تیر ۱۴۰۵
Noviembre 2024
کمپین حقوق بشر ایران بر این باور است که عدم پاسخگویی مقامهای حکومتی درباره جنایت آبان ۹۸، زمینهساز کشتار بیش از ۵۰۰ زن، کودک و مرد معترض در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ را فراهم ساخت. یک کمیته حقیقتیاب تحت نظارت سازمان ملل متحد درباره جنایات مرتکبشده توسط عوامل جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ تشکیل شود.
. و لاجرم در تجربه مشخص بدلیل تضعیف توان مردم و متشتت و چندشقه کردن صفوف جبنش، جز به پروارکردن و تقویت حکومت اسلامی نیانجامیده است. تحریمهای بین المللی و سنجیده و هوشمند باید بتواند رژیم را هدف گیرد و نه کل پیکره جامعه را. علاو برآن اگر مردم ایران بدنبال دمکراسی و آزادی واقعی و عدالت اجتماعی هستند، آن چیزی که بهانحاء مختلف در خیابانها فریاد میزنند، این خواستها چه ربطی دارد به یک نظام سلطانی، فرقی نمی کند از نوع موروثی و سلطنتی باشد یا از نوع ولایتمدار.
با تحقق گذار و ایجاد نظامی مردمی، حقوق شهروندی بهدرستی تعریف و حمایت خواهد شد. در چنین سیستمی، اعدام بهعنوان مجازاتی غیرانسانی و ابزار سرکوب، جای خود را به عدالت ترمیمی و روشهای انسانیتر میدهد. این آیندهای است که مردم ایران برای آن تلاش میکنند، تا جامعهای را بسازند که در آن عدالت نه برای سرکوب، بلکه برای حمایت از آزادیها و حقوق اساسی همگان عمل کند
همگامی برای جمهوری سکولار دمکرات در ایران ضمن محکوم کردن این احکام غیرانسانی،بار دیگر از همه گروه ها،احزاب و سازمان های سیاسی میخواهدکه بر سر میثاق حق زندگی همکاریهای خود را افزایش دهند و مشترکا برای جلوگیری از اعدامها توسط جمهوری اسلامی دست به همکاری بزنند.
در حال حاضر تفاوت میانگین دستمزد زن و مرد 5 دلار در ساعت است. این تقریباً می شود 10000 دلار در سال. بسیاری از مردم استدلالهایی دارند مبنی بر این که این شکاف دستمزد به دلیل تفاوتهای شغلی و سبک زندگی، حاصل تخیل است. نیویورک تایمز این نظریه را با نشان دادن این واقعیت که مثلاً در صنعت آشپزی «دستمزد آشپزهای زن فقط 87 درصد دستمزد آشپزهای مرد است»، رد کرد. درست است که این تفاوت 13 درصدی کمتر از شکاف متوسط در دستمزدهاست...
نمونە های این این جماعت جریان موسوم بە چپ های اسلامی، خط امامی ها، "عدالتخواهان طرفدار رئیسی و جلیلی" هستند کە در بیدادگری علیە حقوق کارگران گوی سبقت را از دارودستە موتئلفە اسلامی و انجمن حجتیەای ها و طرفداران نئولیبرالیسم اقتصادی و افرادی نظیر غنی نژاد و هم سنخان او ربودەاند و هم اکنون ائتلاف نا میمونی از همە ی کارگر ستیزان و استثمار گران بە نام "وفاق" بر کشور حکومت می رانند کە آثار شوم سلطە و سیاستهای نئولیبرالیستی آنها بر زندگی کارگران و حقوق بگیران و اقشار زحمتکش جامعە را شاهد هستیم.
با این اوصاف در عمل مشاهدە می کنیم کە تغییراتی کە تاکنون در وزارت کار و دولت صورت گرفتە یکی از دیگری ضد کارگری تر هستند. همانطور کە در نوشتە های قبلی مکرر گفتە شد ما با یک حکومت بە شدت استثمارگر و ضد کارگری سروکار داریم کە از هر فرصت و بهانەای برای اعمال ظلم و ستم برای نابودی هر چە ممکن تر حقوق طبقە کارگر بهرە می گیرد و تغییر دولتها و وزیران کار خللی در سیاست حکومت و سرمایە داران بوجود نمی آورد. تنها راە پیش روی طبقە کارگر برای پایان دادن بە دور باطل متحد و متشکل شدن در سندیکاها و تشکلهای مستقل کارگری...
تردیدی نیست کە عامل اصلی خودکشی کیانوش رژیم اسلامی و سردمداران دستگاە سرکوب آن هستند. عمل کیانوش نیز مطلقا بخاطر خستگی از مبارزە کە نبودە هیچ، بلکە حاکی از روحیە بالای وی برای مبارزە است. اما شکلی کە وی انتخاب کردە و جان شیفتە خود را فداکارانە بر سر آن نهاد، متاسفانە در عمل نە تنها مقصود وی را برآوردە نکردە، بلکە در عمل بە نفع رژیم و بە ضرر جنبش انقلابی آزادیخواهی منجر می شود و ممکن است بە نا امیدی در بین مردم و مبارزان تمام شود. با این همە اکنون نیروهای آزادیخواە وظیفە دارند مبارزە برای آزادی زندانیان سیاسی...
همه با هم صدای این آزاده بانوی میهنمان باشیم ، و فریا بر آوریم ، نه به اعدام ، نه به شکنجه ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد . مرگ بر ارتجاع ، مرگ بر دیکتاتور ، زنده و پاینده باد جنبش پر خروش ، خستگی ناپذیر و آینده ساز ایران ، زن ، زندگی ، آزادی
میلاد آرمون، علیرضا کفایی، امیرمحمد خوش اقبال، نوید نجاران، حسین نعمتی و علیرضا برمرزپورناک، متهمان پرونده موسوم به «شهرک اکباتان» هر یک با حکم شعبه ۱۳ دادگاه کیفری تهران، به اعدام محکوم شدند.جلسه اخذ آخرین دفاع متهمان این پرونده، روز یکشنبه ۱۳ آبان ماه در شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک تهران برگزار شده بود. از میان آنان حسین نعمتی، علیرضا برمرزپورناک، علیرضا کفایی و امیرمحمد خوش اقبال، در همان روز پس از اخذ آخرین دفاع در شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران، بازداشت و به زندان قزلحصار کرج منتقل شدند.