شنبه ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶
شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵
Julio 2025
خطر جنگ دوباره، جان، مال، خانه و کاشانهی مردم را تهدید می کند. ضرورت تغییر اساسی برنامهی هستهای، تعلیق غنی سازی اورانیوم، و حتی توقف کامل آن که تا کنون جز ضرر و زیان حاصلی برای مردم ایران نداشته، باید به خواست همگانی تبدیل شود. جمهوری اسلامی طی چند دههی گذشته هستی مردم ایران را با ماجراجوئی هستهای خود و کشمکش بر سر آن به خطر انداختهاست.
وقتی رژیم دارد دستە دستە فعالین مدنی و سیاسی را روانە زندان می کند هر هفتە عدەای را اعدام می کند، زمانی کە دولت لایحە دوفوریتی برای تشدید سانسور عرضە می کند، موقعی کە رئیس جنایتکار دستگاە قضایی یک روز در میان بە قاضیان جنایتکار خود فرمان صدور اشد مجازات می دهد، وقتی کە ولی فقیە همچنان بر ادامە سیاستهای فاجعە بار تا کنونی تاکید پشت تاکید می ورزد، اصلاحات منی چند است؟مردم را بیش از این پی نخود سیاە نفرستید.
دو دهه است نابرابری و تبعیض جنسیتی در آینه آمار قابل رویت شده و مشخص است ایران در کجای جهان ایستاده است اما یک قدم برای تغییر برداشته نشده است. شاخص شکاف جنسیتی فقط مشتی داده برای مقایسه نیست، گواه رنج و دردی است که زندگی میلیون ها زن را تباه می کند. درد و رنجی که نباید عادی شمرده شود. پرسش این است که آیا دو دهه در بدترین وضعیت از نظر شکاف جنسیتی بودن، کافی نیست که به خود بیاییم و برای بهبود وضعیت مان تلاش کنیم؟
تقویت این شورا، نهتنها به حفظ استقلال صنفی معلمان کمک میکند، بلکه در سطح کلانتر، از تخریب کامل جامعهی مدنی در شرایط بحرانی جلوگیری خواهد کرد. امید آنکه، با عقلانیت جمعی و مقاومت مدنی، بتوان در برابر سایهی شوم جنگ ایستاد و راه گفتوگو و دموکراسی را هموار نگاه داشت
برآورد اولیه خسارات جنگ ۱۲ روزه به منابع طبیعی ایران
-شهرهای حاشیه کویر در خطر غیرقابل سکونت شدن
-زنگ خطر فرونشست، تورم غذایی و تهدید زیرساختها/ نشانههای یک فروپاشی زیستمحیطی
-تبعات زیستمحیطی حملات متجاوزانه اسرائیل و آمریکا به ایران
-الگوهای واگرا در حکمرانی آب؛ بررسی تفاوت ساختاری ایران و کانادا
-شهرهای حاشیه کویر در خطر غیرقابل سکونت شدن
-زنگ خطر فرونشست، تورم غذایی و تهدید زیرساختها/ نشانههای یک فروپاشی زیستمحیطی
-تبعات زیستمحیطی حملات متجاوزانه اسرائیل و آمریکا به ایران
-الگوهای واگرا در حکمرانی آب؛ بررسی تفاوت ساختاری ایران و کانادا
بیمە نکردن قریب یک میلیون کارگران ساختمانی آنهم در صنعتی کە بیشتر قربانیان حوادث کارسالیانە را بە اذعان خودشان رقم می زند، علاوە بر اینکە سالانە میلیارد ها سود اضافی بە جیب انبوە سازان وارد می کند، هزینە سنگینی را بابت درمان و دارو بە کارگر و خانوادەاش تحمیل می کند و هر سالە دەها کشتە و صدها معلول روی دست خانوادە های بی بضاعت و کم بضاعت می گذارد بدون اینکە وجدان دست اندرکاران این صنعت و حامیان حکومتی آنها را اندکی دچار عذاب نماید. بازرس انجمن کارگران ساختمانی خیال نکند با وساطت وزیر کار راە بیمە کردن تعدادی از کارگران عضو انجمن اش را باز کردە،
این استدلال که رشد اقتصادی لزوماً به پیشرفت اجتماعی نمیانجامد و این دیدگاه که بهبود سلامت و آموزش لزوماً منجر به افزایش درآمد نمیشود، البته وارونه شدنی نیز هست. در کشورهایی که از منافع حاصل از رشد برای تأمین مالی خدمات بهداشت پایه و دسترسی همگانی به آموزش استفاده کردهاند، و در کشورهایی که ساختارهای تشویقی و سرمایه گذاریهای مکملی را فراهم کردهاند تا اطمینان حاصل شود که سلامت و آموزش بهتر به درآمدهای بالاتر منجر میشود، فقرا به طور مضاعف بهره برده اند: هم سالمتر و آموزش دیده تر شدهاند و هم مصرف خود را افزایش داده اند.
کشتە و مجروح شدن ٣٥ کارگر تنها در یک کارخانە گوشە کوچکی از جنایات اسرائیل است کە آمار آن در یک گزارش مشخص می شود ولی هنوز آماری از مجموع کارگرانی کە در جریان حملات بمب افکن های اسرائیلی بە قتل رسیدند و سرنوشت آنهایی کە بیکار شدە و بحال خود رها شدەاند در دست نیست
اینجور "نمایندگان" تا وقتی بعد از انتقادات بی هزینە شان کە صد البتە ناشی از فشار بازنشستگان و تشکلهای مستقل آنهاست، در نهایت بجای سازماندهی هر اقدامی ریش و قیچی را بدست مدیر دولتی می سپارند، در واقع بە تحکیم پایە و تداوم قدرت همانهایی خدمت می کنند کە وضعیت کنونی نیجە عملکرد آنها و سلف شان است و ممکن است در این میان بابت تمجید و تعریف از جناب مدیر جدید یک چیزی هم نصیب ایشان بشود .