شنبه ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶
شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵
Noviembre 2025
گفتمان گذار با وجود اينکه همانند ادبيات اصلاح طلبی و انقلابات کلاسيک در سطح جهانی و در کشور ما از قدمت طولانی برخوردار نيست، اما در سطح جهانی از دهه ۷۰ قرن بيستم و در کشور ما از دو دهه به اين سو به تدريج جای خود را باز کرده، بسط و گسترش يافته و گفتمان اصلاح طلبی و سرنگونی طلبی را به چالش کشيده است. گفتمان گذار بعد از بسط و گسترش آن در کشور ما به سطح راهبرد سياسی فراآمده و برخی سازمان های سياسی و بخشی از فعالان سياسی به عنوان راهبرد سياسی برگزيده و وجوه مختلف ان را تبيين شده کرده اند.
بر شاخه خشک پاییز،
آویختم...تشنه تر از همیشه
آهن گداخته،
گُل میداد از کودکان مرده
گُل دادهِ
سنگفرشِ به خون نشسته
آویختم...تشنه تر از همیشه
آهن گداخته،
گُل میداد از کودکان مرده
گُل دادهِ
سنگفرشِ به خون نشسته
ما همراهی خود با ودود اسدی و دیگر زندانیان سیاسی را اعلام میکنیم و خواهان پایان دادن به پرونده سازی، شکنجه سفید، فشار امنیتی و پیگرد فعالین آذربایجانی و دیگر فعالین سیاسی – مدنی در سرتاسر ایران هستیم. همزمان از ودود و همسر و وکیلش میخواهیم اعتصاب غذای خود را پایان داده و از گنجینه جان خود در مقابل سرکوبگران و زندانبانان جمهوری اسلامی حفاظت کنند که این جان ها سرمایه های جبران ناپذیر برای امروز و آینده کشورند.
طبقه حاکم درایران بخصوص در سالهای گدشته در ادامه انتقام و مقابله با اعتراضات اجتماعی گسترده زنان، احکام بی اساس و پایه ای را علیه بیشماری از زنان صادر نموده است. احکام اعدام، دستگیری و شکنجه و زندان و نیز با تحت فشار گذاشتن اجبار به خودکشی کردن و همچنین با تهمت زدن به مشکلات روانی، آنها را به بیمارستان روانی منتقل می کنند. زنان بیشماری امروز در خطر اعدام قرار دارند و فعالین زنان بیشماری بی پایه و اساس کماکان در زندان می باشند.
نگاه نخست گذار را در فروپاشی و عبور کامل از کلیت نظام سیاسی میبیند؛ نگاهی که به دیدگاه آقای کریمی نزدیک است. در این چارچوب، گذار بدون شکستن ساختارهای اصلی قدرت ناممکن تلقی میشود و نتیجه آن شکلی از براندازی و قطع کامل تداوم نهادی است. این نگاه، جذابیت احساسی و اعتراضی دارد اما از منظر سیاسی با خطرهای جدی همراه است: بیثباتی طولانی، قطبیسازی شدید، امنیتی شدن فضا، مداخله بازیگران خارجی و از دست رفتن امکان مدیریت دوران گذار.
صدور دستخط از خامنهای، منتفی است و لذا همچنان میبایست بر جنبشهای اجتماعی - سیاسی ایستاد، با تمام قوا برای هماهنگیهای وسیع در اپوزیسیون کوشید و با افقنمایی رفراندوم برای تغییر قانون اساسی ولایی، محاصرهی مدنی برج و باروی ولایت فقیه را پی گرفت تا به خلع آن از قدرت رسید. از همینجا هم است که میگویم وقتی پای ترجمهی تحلیل اوضاع به رویکرد میدانی در میام میآید دو سیاست سربرمیآورد: یکی نشستن در انتظار به راه آوردن ولی فقیه و «تغییر رفتار» او با رشته «تغییرات ساختاری» و دیگری در دستور دانستن لغو ولایت فقیه بمثابهی سنگ پایهی جمهوری اسلامی و استقرار حکومتی سکولار دمکرات به جای آن.
چپ ایران در اغلب مقاطع ایدئولوژیکتر از آن بود که ارگانیک باشد.روشنفکریتر از آن بود که تودهمحور باشد و تشکیلاتیتر از آن که اجتماعی باشد.از نظر تحلیلی، همین «فاصلهٔ اجتماعی» زمینهساز برخی ویژگیهای روانی–سیاسی در درون چپ شد.
برنامه و سیاستهای کوتاهمدت مهار بحران اقتصادی ویرانگر و مخرب، یک ابزار آگاهیبخشی، مطالبهسازی، و پیوند دوبارهٔ سیاست با زندگی روزمرهٔ مردم است. اپوزیسیون زمانی نیروی تاریخی میشود که هم از آزادی دفاع کند و هم از نان. هم بر پایاندادن به استبداد تأکید کند و هم بر کاهش رنج فوری مردم.
در مقاطع ای از تاریخ مشاهده شده است که ایالات متحده آمریکا، بهعنوان یک قدرت جهانی، بهصورت مستقل درباره انتقال قدرت یا پایان یک بحران تصمیمگیری کرده و دولتهای مستقر را در روند مذاکرات مشارکت نداده است. سه نمونه مشخص این رویکرد را میتوان در ایرانِ دوران انقلاب ۱۳۵۷، افغانستان در دوره اشرف غنی، و وضعیت کنونی اوکراین مشاهده کرد. آنچه این سه نمونه را به هم پیوند میدهد، دور زدن حکومتهای رسمی توسط آمریکا است؛ هرچند شرایط هر کشور و زمینههای داخلی آن متفاوت بودهاند.
بخش قابل توجهی از هواداران رضا پهلوی مدتی است که آخرین «شاهکار» مجازی او را با عنوان تازهای معرفی کردهاند: گارد جاویدان؛ طرحی که با تکیه بر ایدۀ تشکیل «گروههای کوچک» قرار است زمینه ساز «خیزش بزرگ ملی» شود. این نخستین بار نیست که سازوکار تبلیغاتی پیرامون رضا پهلوی، با ادبیات پرطمطراق و وعدههای بزرگ، ابتکاری تازه را به عنوان «راه حل نهایی» معرفی میکند؛ اما آنچه این چرخه را مسئله دار می سازد، انباشت پروژههای نیمه تمام، بیاثر و بدون گزارش دهی است .