Pasar al contenido principal
دوشنبه ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶
دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵

Noviembre 2025

تلاش اقای علیزادە برای جا زدن یک مامور حکومتی بە عنوان رهبر سندیکایی و خامنەای بە عنوان رهبر عدالت خواهی مدافع حقوق کارگران دروغ بزرگی است کە کسی را نمی فریبد! این نمایش تلویزیونی یک هدف دیگر هم دارد و آن چیزی نیست جز کشاندن کارگران بە طرفداری از جناح راست برای از میدان بدر کردن رقبای حکومتی اش. البتە کارگران باتجربەتر و آگاە تر از آن هستند کە بە چنین دامی بیفتند.
-پاییزی بی‌باران در راه است؛ ایران در آستانه خشک‌ترین پاییز ۵۷ سال اخیر
-هشدار یک مقام رسمی تامین آب تهران: سد کرج فقط ۸ درصد ظرفیتش آب دارد
-انقراض تلخ پرنده‌ای نایاب در ایران
-زنگ خطر بهداشت شهری در پایتخت؛ تهران در فهرست کثیف‌ترین شهرهای جهان
-دلایل آلودگی هوای پایتخت 
از آغاز پیدایش جریان‌های چپ در ایران، هر دوره‌ای از سرکوب آنان پیش‌درآمدی بوده است بر محدود کردن صدای فرودستان و سلب امکان سازمان‌یابی نیروهای کار و زحمت. اگر تاریخ معاصر ایران را با دقت بخوانیم، درمی‌یابیم که «حذف چپ» هیچ‌گاه صرفاً هدفی سیاسی نبوده، بلکه مقدمه‌ای برای تثبیت مناسبات نابرابر و اجرای سیاست‌هایی است که منافع قدرت طلبان مسلط را حفظ می‌کند.
امروز همه‌ی‌ ما، جریانات سیاسی چپ، جمهوری‌خواه، و دموکراسی خواه که ادعای طرفداری از آزادی و عدالت را دارند و فراتر از این‌ها، همه‌ی فعالانی که مخالف سرکوب و زندان و اعدام هستند، در سازماندهی ایستادگی در برابر این تهاجم لگام گسیخته مستبدان حاکم، مسئولیم. نمی‌توان در برابر موج تازه‌ی سرکوب، اعدام و ارعاب سکوت کرد. دفاع از حرمت انسان‌ها و آزادی اندیشه، وظیفه‌ای مشترک و فوری همه‌ی جریانات استبدادستیز جامعه است. حکومت دیگر باید دست به چه جنایتی بزند، چقدر دستگیر کند، تا چه اندازه بکشد، در چه ابعادی کور کند که ما نیروهای اپوزیسیون بیدار شویم و امر دموکراسی را فدای مرزبندی‌های ایدئولوژیک خود نکنیم.
در این میان، دردناک‌ترین تصویر، چهره‌ی مادران چشم‌انتظاری است که دهه‌هاست در جست‌وجوی نشانی از فرزندان خود هستند. برای آنان، هر خبر از کشف اجساد، زخمی تازه است بر زخم کهنه‌ی بی‌خبری. چشم‌های آنان، چون چشمه‌های خشکیده‌ی این سرزمین، هنوز در جست‌وجوی حقیقت می‌درخشد؛ حقیقتی که نظام دروغ و جنایت از آن می‌گریزد.
وضعیت خطیر و حساس کنونی، هم اکنون آزمونگهی است برای هر جریان و تشکلی که سخن از آزادی و دمکراسی می‌زند. اگر احساس مسئولیت واقعی در میان باشد، می‌باید همین الان بر همین حداقل وظیفه‌ی مشترک ایستاد و به همکاری‌ برخاست. می‌توان و باید برای اعمال فشار به جمهوری اسلامی در جهت مهار سرکوبگری‌های آن کارهای بسیاری کرد. نه اینکه در این زمینه با برهوت و هیچستان مواجهیم، بلکه دعوت به تشدید مبارزه‌ی مشترک در این باره است. بعلاوه  ابتکارات در این زمینه فقط هم موکول به تحرکات تشکل‌های حقوق بشری و سیاسی نیست.
حکومت‌هایی که توانایی اصلاح، گفت‌وگو و جلب رضایت مردم و مشروعت خود را از دست می‌دهند، برای بقا به ترس متوسل می‌شوند؛ و هیچ ابزاری چون اعدام، برای القای ترس مؤثرتر نیست. در واقع، ما با نوعی «سیاست مرگ» (نکروپولیتیک) روبه‌رو هستیم؛ سیاستی که زندگی و مرگ شهروندان را به ابزار حفظ قدرت بدل کرده است.
جمهوری اسلامی با آگاهی از حضور ده ها هزار نفری تورکمن ها و از آنجایی که می‌دانستند در مظان اتهام  مردم هستند، بجهت  ترس از این حضور گسترده، مسئولین ریز و درشت خود را، منجمله استاندار، فرمانداران، نمایندگان منطقه در مجلس و خبرگان، معاون وزیر ورزش و ده ها تن از مسئولین انتظامی در منطقه را به این مراسم گسیل داشت. نمایندگان حکومتی با حضور گسترده نقش پررنگی در کنترل و هدایت مراسم داشتند.
برای جلوگیری و کمتر کردن چنین فجایعی باید امید بە آیندە را در میان مردم رواج داد و این میسر نیست مگر با ایجاد همبستگی اجتماعی و متحد شدن مردم برای برچیدن بساط رژیم استبدادی، فاسد، ناکارآمد و سرکوبگر اسلامی. هم از این رو ما مردم نیز بواسطە نشان ندادن مسئولیت و واکنش کافی در قبال این فجایع قابل سرزنش هستیم. اگر احمد و بقیە آنانی کە خود کشی را انتخاب کردند، از حمایت جامعە مطمعن بودند من بعید می دانم دست بە خود سوزی می زدند.