پنجشنبه ۱۹ مارس ۲۰۲۶
پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
نوامبر 2017
جمهوری اسلامی همواره به عنوان حکومتی شناخته شده است که کارنامه آن در سرکوب آزادی رسانه ها در ردیف سیاه ترین کارنامه های حکومت های جهان است. بارها نهادها و سازمان های غیردولتی بین المللی به کارنامه منفی جمهوری اسلامی در این عرصه اشاره و آن را محکوم کرده اند. لایحه نظام رسانه، این کار نامه سیاه را سیاه تر کرده است
اهداف یک سازمان و یا حزب ماهیت و موقعیت آنرا در عرصه اجتماعی معین میکند که با تاریخ و رابطه آن با نیروهای اجتماعی تعین مشخص تر می یابد. اهداف و سمت گیری های عمومی اجتماعی نسبتا پایدارتر بوده و تابع تحولات سیاسی روزمره نیست و در برنامه حزب منعکس است. در اینجا ما باید معین کنیم که برای چه تغییراتی میکوشیم و خواستار چه روابطی (در چارچوب عمومی دمکراتیک و ویژه چپ) هستیم
انتخابات آزاد، مفهومی تعریف شده است. پیرامون آن اگر اختلافی هست، که هست، در درک اهمیت و چگونگی تحقق آن است. در ارتباط با ضرورت و اهمیت آن، بر این باورم که در جامعه هر گرایش و فکری می بایست امکان طرح نظر خود را داشته باشد تا در نهایت با رای، تکلیف این نظرات روشن شود. بدون وجود یک چارچوب دموکراتیک نمی توان به راه حلی نهایی برای پاسخگوئی به مسائل اجتماعی رسید. و این چارچوب دموکراتیک حاصل نمی شود مگر این که همه افراد و جریانات تن به داوری صندوق رای بدهند و...
راهبرد سیاسی ما در گذار از استبداد به دمکراسی، مبتنی بر کاربست اشکال مسالمت آمیز و خشونت پرهیز مبارزه، با تاکید بر استفاده از تمام ابتکارات مبارزاتی متناسب با شرائط و سطح رشد جنبش مردم است. اتکاء ما بر جنبش های اجتماعی و نهادهای مدنی و تقویت جنبش های مطالباتی و مقاومت مدنی در برابر استبداد است.
شبکه ها ماده بنيادينی هستند که سازمان های جديد از آنها ساخته می شوند يا در آينده ساخته خواهند شد. شبکه ها به دليل اتکای شان به قدرت اطلاع رسانی که در الگوی جديد تکنولوژی فراهم شده است قادر به تشکيل و گسترش در سراسر خيابان های اصلی و پس کوچه های اقتصاد جهانی، اداره کشورها و احزاب سياسی هستند.
نولیبرالیسم، سلاح واژه مناسبی برای نامگذاری ایدئولوژی اقتصادی معاصر ماست، روندی که منطق بازار را نمایندگی میکند اما از اصولیکه مارا بعنوان بشر تعریف میکنند دور میشود.
در تحلیل مارکس نه کار کردن در کارخانه مؤلفۀ نهایی و اثرگذار است، نه کار یدی و نه حتی فقیر بودن. تمامی اینها بهسرعت و با بالا و پایین رفتن عرضه و تقاضا در تکنولوژی و سیاست عوض میشود. واقعیت حیاتی و تعیینکننده نیاز توست به فروختن کارت برای بقاء، به تکهتکهکردن شخصیتت برای فروش، به نگاه کردن به آینه و فکر کردن به اینکه «امروز دیگر چه برایم باقی مانده تا بفروشم؟»؛ واقعیتْ هراس و اضطراب پایانناپذیر توست از اینکه حتی اگر امروز هم چرخ بر مرادت بچرخد، فردا شاید روزی دیگر باشد که نتوانی کسی را پیدا کنی که آنچه را داری یا آنچه را هستی بخرد