رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه ۱۷ مارس ۲۰۲۶
سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۴

مارس 2018

نام فدائی بیشتر بازتاب دهندە یک منش است تا هویت. فدائی کسی است کە خود را فدا می کند، و در این مورد خاص خود را فدای مردم ایران در مبارزە با حاکمان مستبد و زورگو می کند، بویژە اقشار فقیر و زحمتکش آن. بنابراین فدائی قبل از اینکە معرف چیز دیگری باشد، معرف یک حالت روحیست در تقابل با جریانی دیگر. در حالیکە نام یک جریان سیاسی باید قبل از هر چیز معرف هویت آن باشد و نە منش آن. در واقع معرف برنامە نظری و سیاسی آن
این سند با شفافیت از محترم بودن مالکیت خصوصی و محدود کردن برخی از نتایج آن بوسیله دولت دفاع می کند. دوستان چرا این مساله حیاتی را مسکوت گذاشته اند؟ نکند قصد استقرار سوسیالیسم لنینی همین فردا کماکان روی افکار ما سایه انداخته است؟
در هر سه منشور نامبرده از گذار مسالمت آمیز نام برده شده است. چرا بر گذار مسالمت آمیز تاکید شده است؟ انقلاب مشروطیت، جنبش های اجتماعی دوره ملی شدن نفت به نخست وزیریدکتر مصدق، انقلاب بهمن عمدتا با حرکات مردمی مسالمت آمیز تحقق یافته اند. با این سوابق چه لزومی بر تاکید بر گذار مسالمت آمیز است؟
استفاده از نام فدائی، بهره گرفتن از اعتبار و اقداماتی است که به واسطۀ مبارزات عدالت خواهانه و برابری طلبانۀ هزاران فدائی خلق در نزدیک به پنج دهه حاصل شده است. قطع رابطه با ریشه های این جنبش سوسیالیستی(فدائیان خلق) می تواند ما را از استفادۀ بهینه از چنین پتانسیل ترقی خواهانه عظیمی محروم سازد.
اصلاحات راهشگا برای خواستهای مردمی در جمهوری اسلامی ممکن نیست و آزادیخواهان، ضد تبعیض و عدالت جویانه مردمی از گفتمان اصلاح طلبان حکومتی پیشی گرفته اند. اکثر اصلاح‌طلبان حکومتی امروز بیشتر به دنبال آنند که به هر قیمتی، از جمله تن دادن به اراده رهبر جمهوری اسلامی، همچنان در ساختار قدرت باقی بمانند. ما اصلاح طلبان حکومتی را نیروی متحد طبیعی خود نمی دانیم
راهبرد گذار به دموکراسی، در هدف الویت را نه به فروپاشی رژیم که به دموکراسی می‌دهد، در شیوه گذار مسالمت‌آمیز است و یکی از مهمترین روش‌های گذار را نیز انتخابات آزاد می‌داند. این راهبرد، یعنی گذار به دموکراسی، هدف و الزامات خود را دارد. نمی‌توان ادعای طرفداری از گذار مسالمت‌آمیز را داشت، اما راه دشوار و شکیبایانه تغییرات تدریجی و تحمیل اصلاحات به رژیم را میان‌بر زد
جمهوری اسلامی سد راه هر نوع تغيير مثبت بنيادين در کشور ماست و به جهت ساختار و ترکیب قدرت حاکم و عملکرد مخرب خود طی چهار دهه گذشته، با وضعیت بن بست مواجه است. ساختار سياسی ـ حقوقی جمهوری اسلامی راه اصلاحات را مسدود کرده است. برون رفت از وضعيت بحرانی کشور و خروج از بن بست، مستلزم تغييرات اساسی در ساختارهای سياسی و تغيير قانون اساسی است. 
در فقدان نيروی سياسی قدرتمند چپ دمکرات و سوسياليست، شعار عدالت اجتماعی با توجه به فقر گسترده، بيکاری وسيع و شکاف طبقاتی، به دست نيروهای پوپوليست و راست افراطی خواهد افتاد که از آن بصورت فريبکارانه بهره گرفته و به خدمت اهداف خود در خواهند آورد. امروز شکل گيری و حضور حزب چپ قوی و موثر به يک امر مبرم و ضرور جامعه ما تبديل شده است
ازنظر من درصحنه سیاسی-اجتماعی چپ ایران همچنان جنبش فدایی دارای چنان ظرفیت‌هایی است که بتواند نیرو جذب بکند. متأسفانه هنوز هیچ نشانه ایی از زایش نیروی چپ جدید در صحنه سیاسی ایران نیست