یکشنبه ۱۵ مارس ۲۰۲۶
یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
اوت 2018
در برخورد با ترامپیسم و ائتلاف آن با نتان یاهو و بن سلمان، حتی یک آن هم این واقعیت را نباید از نظر دور داشت که از زمینه سازهای شکلگیری این پدیده شوم در امروز ما، همین جمهوری اسلامی بوده و هست و مشخصاً هم بر اثر ماجراجوییهای ولاییاش طی چند دهه گذشته و کماکان ممتد در همین امروز.
خانم ستوده پیش از این، به « اقدام علیه امنیت ملی»، « تبلیغ علیه نظام» و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر متهم شده و زندانی گردیده بود. وی در تاریخ سی ام مرداد ماه امسال با انتشار نامه ای اعلام کرده بود، از آنجا که از حق انتخاب آزادانۀ وکیل برخوردار نیست، از ارائۀ هرگونه دفاعیه ای اجتناب خواهد کرد.
به میزانی که ثروت به طرزی نامتوازنتر در میان افراد جامعه توزیع شده باشد، احتمال افزایش فرار سرمایه قوت میگیرد. و برعکسسازوکاری که البته جذاب نبودن محیط اقتصادی را برای عاملان اقتصادی مفروض میگیرد. دو سازوکار نخست، بهمیانجی افزایش تقاضا برای ارز، و سازوکار اخیر بهواسطهی کاهش عرضهی ارز در داخل، به افزایش بهای آن منجر میشوند.
با وجودی که هنوز رسما تجدید کامل تحریمها به جریان نیافتاده اما درست مثل زمین لرزه های پیش از زلزله، تقریبا همه طرفهای اقتصادی غربی با ایران یا قطع رابطه و یا قراردادهای خود را به حداقل رسانده و یا منجمد کرده اند. نتیحه تاکنونی، تعطیلی یکی پس از دیگر واحد های تولیدی، کمبود تولید، تعویق دست مزد ها، کاهش ارزش پول ایران، تورم و رکود اقتصادی وعارضه های اقتصادی و اجتماعی دیگر.
در فرانسه سارتر و اگزیستنسیالیستها با کمک کتاب" فنومنولوگی روح" به معرفی خود پرداختند. جریان" مارکسیسم انتقادی" دهه 20 قرن گذشته توسط لوکاچ و کروش را "مارکسیسم هگلی" نامیدند. بعد از پایان جنگ جهانی دوم بحثی شدید میان مارکسیستهای" ارتدکسی" استالینیستی و مارکسیستهای" انتقادی" غربی درگرفت.
گرچه انتظار می رود که وقتی پوپولیست به قدرت میرسد دیگر جایی برای انتقاد نمی ماند، اما در نمونه جمهوری اسلامی در ایران، شاوز در ونزوئلا، اردوغان در ترکیه و یا ترامپ در آمریکا شاهد هستیم که پوپولیست همچنان مایل است خود را حتی در اوج اقتدارعملی به عنوان قربانی عرضه نماید و کاستی ها را ناشی از سابوتاژ خارجی، دولت پنهان و یا نیروهای خارج از قدرت و درمورد ترامپ وسایل ارتباط جمعی و مدیا نشان دهد.
بیائیم باردیگر تجارب تلخ تاریخی " همه با هم " را تکرار کنیم، 40 سال پیش همه با هم بودن در برابر سلطنت پهلوی زمینه ساز جمهوری اسلامی شد؛ اما سهم نیروهای شرکت کننده در انقلاب چه شد؟ با این تجربه تلخ، حالا چرا دوباره باید بیاییم، با دیگران متحد شویم تا نظام سیاسی جمهوری اسلامی را برکنار کنیم که چه بشود؟
در بطن کارهای برنیز دو باور اصلی بود: اول این که تودهها بیش از حد احمق و بیعقلند و بیش از حد تحت تاثیر عواطف و تکانهها که بتوان به تصمیم آنها اعتماد کرد.
درسی که از تجربه های دوران پهلوی و جمهوری اسلامی، در رابطه با مقوله امید و آرزوی آینده بهتر، میتوان گرفت باور به این اصل است که برای زنده نگاه داشتن روحیه امید و تشویق پویایی در مردم، ما نیازمند یک چشم انداز امید بخش و کشف و استخراج آرزوهایی هستیم که هر ملتی در مخیله تاریخی خود ضبط کرده و به واسطه آن توانسته است خود را، بعنوان یک ملت متمایز از ملل دیگر، حفظ کند.