چهارشنبه ۱۸ مارس ۲۰۲۶
چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
فوریه 2019
کارگران پیمانی تنها به حوزهی خدماتی محدود نمیشوند. در کارخانهها بزرگ نیز هر بخش از کارخانه به یک پیمانکار سپرده میشود و ریش و قیچی استثمار کارگران به دست پیمانکاران است.
علاوه بر این انشقاقها و اختلافات، خصیصه دیگر جنبش اتحادیهای، بهویژه در ارتباط با تغییرات رادیکال اجتماعی که در ونزوئلا اتفاق افتاد، عدم وجود یک استراتژی سیاسی در مورد تعمیق روند بولیواری بهسوی ساختن سوسیالیسم و کنترل حقیقی کارگران بود.
هر روز که میگذرد بیشتر از روز قبل رژیم در این باتلاق غرق میشود و سراسیمه مجریان حکومتی، نظامی و امنیتیها، پروژههای مختلفی از سرکوب کارگران، به بند کشیدن فعالان کارگری، معلمان، دانشجویان و ... تا راهاندازی نمایشی دیگر از جنگ جناحی و کودتا توسط سپاه را در سر میپرورانند.
یادآوری: در بخش پنجم، این نکته به میان آمد که "... هزینۀ اجرای یک سری محاسبات استانداردشده، از دورۀ محاسبات دستی تاکنون، 7/1 تریلیارد بار کاهشیافته است و بیشترین میزان این کاهش هم از 1980 به بعد اتفاق افتاده است.
نمونههای بسیاری را میتوان از نقش مهم زنان در اعتراضات و اعتصابات کارگری مانند؛ نقش زنان – مادران، خواهران، همسران و دختران - در حمایت و انگیزهبخشی، اطلاعرسانی،تبلیغات، هماهنگی، کمکرسانی، بسیج کردن، بلند کردن بانگ مخالفت و اعتراضات همراه با مردان کارگر در خیابانها نام برد که این مشارکت و همبستگی بسیار تأثیرگذار و مؤثر بودهاند.
تشکیلات سازمانگر این اعتصاب ١١ روزه، که جمعاً ٢٠ هزار کارگر در آن شرکت داشتند «جمعیت کارگران نفت جنوب» بود. از سازمانگران اصلی آن، علی شرقی، رحیم همداد، یوسف افتخاری، علی امید، میر ایوب شکیبا، بودند. آنها با تشکیل هستههای کارگری در آبادان و خرمشهر درواقع از پیشزمینهی این اعتصاب را آنهم در شرایط کنترل شدید پلیسی در شهرهای خوزستان توسط کمپانی نفت جنوب و دولت، فراهم ساختند.
همان عوامل و شرایطی که اکثر کارگران را به اعتصاب و اعتراض واداشتهاند، خواهناخواه کارگران نفت را نیز باکمی تأخیر به این راه خواهد کشاند. ارزش دستمزدها ازدسترفته است. با این دستمزدها نمیشود حداقلهای یک زندگی بخورونمیر را تأمین کرد و اعتماد به دولت و حکومت و بهبود اوضاع از بین رفته است...
امروز بهجرئت و دقت میخواهم بگویم که بخش بزرگ چپ ایران ازجمله فدائیان خلق ایران بر بستر تجارب مثبت و منفی جنبش چپ ایران و خودمان و با نقدهای جسورانه ، پیگیرانه و خلاق افکار و سیاستها و روشها و رفتار خود در پاسخ به نیازهای جامعه در جهان معاصر، آزادیهای مشخص نه صرفاً آرمانی را و دمکراسی و تشکیل دولت مدرن دمکرات و قانونی و نه صرفاً دمکراسی آرمانی را در مرکز سیاست، برنامه و استراتژی سیاسی خود قرار دادهاند.
امروز با هر جوان تحصیلکرده کشورمان که همسخن میشویم، از انزجار او به ظلم و ستم و تعدی، متحیر میمانیم. علیرغم آموزشهای نظام اسلامی که دره بزرگ فقر و ثروت را مشیت الهی معرفی میکند، بهجرئت میتوان گفت، فرایند روحیه آزادیخواهانه و عدالتطلبانه در میان جوانانمان، به یک فرهنگ تبدیلشده است.