یکشنبه ۱۵ مارس ۲۰۲۶
یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
نوامبر 2019
خیزش سراسری تا کنون بە رغم سرکوب مسلحانە آن توسط حکومت، چند ارمغان و دستآورد بسیار مهم برای مردم ایران داشتە است. تثبیت جنبش اجتماعی دی ماە ٩٦ بە مثابە جنبشی بکلی مستقل از جناح های حکومتی و مبری از دخالت های خارجی، تقویت همبستگی، همگرایی و مقاومت در میان مردم! این چهار عامل شاخص ترین دستاوردهای خیزش آبان ماە و از عوامل پایداری و نیرومند ماندن خود این خیزش هستند.
همچنین وجود رقابت در بین اتحادیه ها نیز می تواند بر استراتژیها در رویکرد به کارگران نامتعارف مؤثر افتد. بنا بر برخی تحقیقات، رقابت بین اتحادیه ها می تواند به آنجا بیانجامد که این سازمانها فعالیت شان را بر دفاع از منافع اعضای شان متمرکز کنند. بنابراین در وجود رقابتهای بین اتحادیه ای، امکان نمایندگی از کارگران نامتعارف تضعیف می شود. با این حال در برخی از موارد آشکار شده است که این رقابت در راستای دفاع از منافع کارگران نامتعارف مثبت عمل کرده است
قطر تنها مقصد کارگران ایرانی نیست. کویت، سنگاپور، ترکیه و عراق نیز تحت نظر شرکتهای اقماری سپاه پاسداران، به محل اشتغال سنگین کارگران ایرانی بدل شدهاند. کارگرانی که بدون بهرهمندی از هیچگونه حقوق اجتماعی به شکل برده در پروژههای سپاه در این کشورها کار میکنند.
کشتار داعش گونە بی چیزان و بە زندان بردن هزاران نفر از آنان نە تنها بە خیزش بی چیزان و ستمدیدگان علیە فقر و گرانی و بی عدالتی پایان نخواهد داد، بلکە بە ادامە آن در اشکال متنوع دامن خواهد زد و تا بە زیر کشیدن جنایتکاران و مستبدان حاکم از قدرت پیش خواهد رفت. این نە پایان خیزش، کە آغاز آن است!
اهمیت ایجاد شبکه هایی از زنان در اتحادیه های صنفی را نمی توان به اندازه کافی مورد تاکید قرار داد. چه در سطوح محلی و منطقه ای و چه در سطح ملی و بین المللی، بصورت آنلاین و حتی در ارتباطات سنتی حضور رو در رو، شبکه ها نه تنها به زنان اجازه می دهند که در تصمیم گیری و برنامه ریزی های راهبردی شرکت کنند و به حمایت از یکدیگر برخیزند، بلکه مهم تر این که از این طریق می توانند برای بسیج انتخاباتی و رسیدن به رده های انتخابی بالا در اتحادیه تلاش کنند.
آماری کە در میانە این هفتە در مورد قربانیان بیماری های شغلی در کشور منتشر شد، حاکی از آن است کە شمار کارگرانی کە در اثر بیمایهای شغلی بواسطە رعایت نکردن قوانین و مقررات بهداشتی و ایمنی کشتە می شوند و در آمارها بە ندرت از آنها نام می برند، ٦برابر کسانی است کە در اثر حوادث شغلی کشتە می شوند. البتە آمار های رسمی هیچگاە ابعاد واقعی مسئلە را منعکس نمی کنند.
در همین جا لازم به گفتن است که در ابعاد توده اى و در سطوح مختلفِ اقشار اجتماعى در ایران ما، پرچم، اینکه چگونه باشد و با چه رنگ، کمتر دغدغه توده مردم بوده است. این حکومت ها و احزاب سیاسى و تا حدودى روشنفکران بوده اند که موضوع را پیش کشیده اند و گاهى همچون این روزها، تلاش کرده اند آنرا به عامل شکاف در صفوف مردم هم تبدیل نمایند و البته در بزنگاه هاى تاریخى و در چرخش هاى قدرت نیز، به طور طبیعى، تب این جریان، بیشتر بالا گرفته است.
این چهار قتل تراژیک و مواجهه عزیزانشان با موضوع قتل آنها، نشانه هایی از یک امر کلان اند: سیر از کجا به کجا؟ در اولی، تمکین یک اهل ذوب در نظام به ماست مالی شدن قتل فرزندش توسط نظام؛ در دومی کانالیزه شدن درد مادری فرزند از دست داده به مسیر امید به اصلاح نظام؛ در سومی به چالش کشیدن همه نظام توسط مادری داغدار؛ و سرانجام در چهارمی اعلام افتخار پدری عزادار به فرزند آزادیخواهش در مبارزه با این نظام!