سهشنبه ۳۱ مارس ۲۰۲۶
سهشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
مارس 2020
با یک حساب سرانگشتی میتوان متوجه شد که احتمالاً در ماههای میانی سال آینده، کشور با بحران قحطی گسترده مواجه خواهد شد. حتی گندم مصرفی برای تولید نان خانوار ایرانی وارداتی و متکی به دلارهای نفتی است. بحران محتمل قحطی، که احتمالاً سرمایهدارانی که به رانت اطلاعاتی اقتصادی دسترسی دارند، بسیار پیشتر از من و شما آن را حدس زدهاند و انبارهای خود را برای این آیندهی نزدیک پر کردهاند، تنها با اتحاد وسیع کارگران و زحمتکشان برای تغییر وضعیت موجود امکانپذیر خواهد بود.
مسئولین حکومتی رقم خط فقر را از پنج و نیم تا هفت میلیون تومان اعلام کرده اند. هر کدام از این آمارها درست اعلام شده باشد منطقا حداقل دستمزد نیز بهتبع آن نمیبایستی کمتر از این مبلغ باشد. اما حقوق کارگران تاکنون فقط می تواند ۳۰ درصد هزینههای زندگی را تامین کند. در واقع کارگران چند میلیون تومان زیر خط فقر دستمزد دریافت می کنند. کارگران در این وضعیت میخواهند دستمزدهایشان بر مبنای هزینههای واقعی زندگی و بالاتر از خط فقر باشد.
یک اقتصاد فراگیر سبز بر اشتراک و گردش در مصرف، همکاری، همبستگی، انعطاف پذیری، فرصت سازی و وابستگی درونی عناصر استوار است. اصول طراحی یک اقتصاد فراگیر سبز به عناصر اجتماعی-زیست محیطی و گذار در سپهر گسترده اقتصاد پاسخگو خواهد بود. این اصول بر اصلاحات اقتصادی و مالی، تغییرات در قوانین مدون، نوآوری تکنولوژیک و تغییرات در اعطای وام و ایجاد مؤسسات توانمند و به ویژه اهمیت دادن به تأمین حمایت های اجتماعی و بر پایه منابع زیست محیطی تأکید دارند و بر موارد زیر استوار هستند.
تا اینجا من ۶ شکل اصلی از مناسبات کار را در تاریخ تمدن بشری تشخیص داده و جای هر کدام را در این تاریخ شناسايی کرده ام. اکنون سؤال این است: این مناسبات چگونه تغییر و تحول یافته اند؟ در بخش بعدی این نوشته خواهم کوشید ظهور این اشکال را در بخشهای مختلف دنیا در خلال ۴ تا ۵ قرن آخر ترسیم کنم.
کارشناسان می گویند، این مجموعه(صنعتی - دارویی)، شاغلان پزشکی و مردم باید به پذیرند که سلامتی صرفاً مسئله یک فرد بیمار، دکتر، و بیمارستان نیست. مسائل گسترده اجتماعی اقتصادی و محیط زیستی که روی سلامتی تأثیر می گذارند وجود دارند که آن مسائل نادیده گرفته می شوند.
چرا این همە بیکار باید در کشور وجود داشتە باشد؟ چرا این همە زن و مرد تحصیل کردە بایستی دستفروشی کنند؟ اینها سوالهایی هستند کە دولتمردان حاضر بە پاسخ دادن بە آنها نیستند و پاسخ های درستی هم برایشان مطمینا ندارند. هر وقت بحث افزایش دستمزد و حقوق بازنشستگی، همسان سازی حقوق و پرداخت حقوق بیکاری پیش می آید قضیە حاد و فشار بە دولت در ارتباط با آنها بالا می گیرد، وعدە بستە های کمکی برای تعدیل فشارها هم بە میان می آید!
معلمان ایران در بیانیە کە در ٢١ بهمن منتشر نمود نسبت بە طرح افزایش دستمزد سال آیندە معلمان اعتراض نمود و خواهان افزایش واقعی دستمزد معلمان شدە است. در قسمتی از این بیانیە کە در خبرگزاری "ایلنا" منتشر شد، این سازمان در بارە علل مخالفت خود با طرح مذکور گفتە شدە: "معلمان مدتهاست در پی ارتقای سطح معیشت و دریافتیهای خود هستند که نتیجهای نداشته است. همیشه حرف معترضان، اجرای عدالت در پرداختها و همسانسازی با سایر نهادها و دستگاهها بوده است اما هیچگاه این مطالبه قانونی بهطور کامل اجرا نشده است
شوربختانه اینگونه سیاست های مرگ آور و غیر علمی و تمهیدهای وقفه آفرین که باعث تاخیر و ابطال وقت حساس و حیاتی برای پیشگیری کرونا می شوند، علاوه بر تحمیل هزینه های دردآور جانی و اقتصادی سنگین، نه تنها سردرگمی و آشفتگی مسئولین جمهوری اسلامی را عیان می کنند بلکه بیانگر به هم ریختگی و سراسیمگی راهبردی مسئولین نیز هستند، که گویا با واقعیت های علمی و عینی ناسازگاری عمیق دارد.
یکی از جنبه های مهمی که چپ نو را از چپ سنتی متمایز می کند، مسئله قدرت است؛ تا قبل از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم دولتی، چپ کلاسیک یا سنتی بر اصل کسب قدرت دولتی از طریق قیام تاکید می کرد. اما در پروسه چالش درونی چپ در سطح جهانی مفهوم قدرت اشکال پیچیده تری بخود گرفت، چنانچه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم احزاب کمونیست در کشورهای اروپائی در نظام بورژوائی این کشورها ادغام شدند و این امر به تدریج به رها کردن اصل کسب قدرت دولتی از طریق قیام انجامید.
دامنه شیوع بیماری کووید ۱۹ در ایران، و کیفیت و امکانات کنونی مبارزه با آن را نمی توان فاجعه نامید. آنچه که تا کنون مانع از فاجعه شده، مقدمتاْ کوشش و ایثار پزشکان، پرستاران و دیگر کارکنان نظام بهداشت ایران بوده است. اما این واقعیت امیدبخش در متن وضعیتی که به اختصار ترسیم شد، نمی تواند پایدار بماند و خطر آن هست که از پا درآید. متأسفانه نشانه های فترت در آن هم اکنون پدیدار شده اند.