رفتن به محتوای اصلی
پنجشنبه ۲۶ مارس ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۶ فروردین ۱۴۰۵

اوت 2020

پیرامون تشکل چپ سبز

مهدی ابراهیم زاده عضو هیئت سیاسی-اجرائی و مسئول روابط بین الملی حزب چپ ایران (فدائیان خلق) در اتاق تلگرام " اتحاد چپ" به سوالات شما پاسخ داد
پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹ برابر با ۱۳ آگوست ۲۰۲۰
اعدام جنایتی دولتی است. قتل عمدی است که جمهوری اسلامی در چهل و یکسال اخیر همواره اعمال کرده است و برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه از آن بهره برده و لحظه ای غافل نمانده است.بامداد روز چهارشنبه پانزدهم مرداد حکم اعدام جنایتکارانه مصطفی صالحی از جمله معترضین دیماه ۹۶ علیرغم اعتراضات سراسری و بین المللی به اجرا گذاشته شد.
کارگران در وضعیت کاری نامطمئنی قرار دارند، در حالی‌که با ادامه خصوصی سازی‌ها و فساد و اختلاس اموال کارخانه مدیران همواره گستاخانه تر می‌شوند، حقوق های عقب افتاده پرداخت نمی‌شوند و کارگران فعال و مبارز زندانی و اخراج می‌شوند.
کاک جلیل گادانی در دوران رژیم پهلوی ۱۳ سال زندان کشید. بعد از استقرار جمهوری اسلامی نیز تا آخرین لحظات زندگی از تلاش در راه اهداف آزادیخواهانه‌ی مردم کردستان باز نایستاد. او سال‌ها عضو کمیته مرکزی و دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران و در مقطعی دبیرکل بخشی از آن، حزب دمکرات کردستان ایران - رهبری انقلابی بود.
دعوت به جلسه پرسش و پاسخ تلگرامی

میهمان این هفته: زهره تنکابنی، عضو مادران صلح، نویسنده کتاب ریشه در خاک، زندانی سیاسی در رژیم شاه و نیز در دهه ۶۰ و سال ٨٨
دولت از آزادسازی سهام عدالت دو هدف عمده داشت. اول دادن یک پاسخ عمدتاً روانی به فقر فزاینده‌ای که می‌تواند موجب بروز اعتراضات گسترده نظیر اعتراضات سراسری سال‌های 96 و 98 شود. دو اعتراض بزرگ دی‌ماه 96 و آبان‌ماه 98، که سرکوب آن‌ها هنوز در هیئت احکام اعدام و زندان‌ طولانی مدت ادامه دارد، مطالبات مشخصاً اقتصادی داشتند که دولت از پاسخ دادن به آن‌ها عاجز بوده است.
اگر بگویم، نجات جان های شیفتە این هم میهنان عزیز اسیر در شکنجە خانە های حکومت بە همت وتلاشها ی همە ایرانیان آزادە و عدالتخواە و کامیابی ما دربسیج افکار عمومی جهت جلوگیری از اعدام ها دارد. پس تا دیر نشدە قبل از اینکە دوبارە غافلگیرمان کنند فارغ از اختلافات سلیقەای و سیاسی کە داریم برای نجات این ٥ جوان دست بکار شویم!
صدا بلند شد؛ «منصور فرزند ... » «جهان‌بخش فرزند ... » ...بیایید بیرون. غرولندها و اعتراض‌های زیر لب. با چشمانی هنوز سرخ از خوابی نیمه تمام و بدنی هنوز خسته از استراحتی نیمه‌تمام آهسته آهسته شلوار و پیراهنی تن کردند و پشت سر هم در صفی راه افتادند. چشم‌ها نگران، نگران یاران راهشان را تا دم در دنبال کرد و بعد در با صدایی مهیب بسته شد. در راهرویی عریض راه افتادند. دیگر کِرختی خواب از بین رفته بود و آهسته و نجوا‌کنان پچ پچ می‌کردند.