رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه ۲۵ مارس ۲۰۲۶
چهارشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۵

سپتامبر 2020

آخر چه شتابی دارند اینان
گردنِ جوانان را ، که
به طنابها بیاویزند،
و آنان را،
پیش از طلوع آفتاب
در حجله گاهی دور از چشمِ مادران،
به خاک بسپارند؟
تو خود ناگفته می‌دانی و هم ننوشته می‌خوانی
که در گُردان رهپویانِ راهِ خلق می‌مانی.
توگویایی،
توبینایی،
به راه پُر نشیب و پُرفَرازِ خلق،
به دست‌ات پرچمِ پیروزی فردا،
به راه خویش مانایی.
یکی از ویژگیهای ساختاری رفتار توام با هرج و مرج، سر ریز کردن انبوه داده های مغشوش، گمراه کننده، نادرست، بر بستر روایت و داستان از قبل تدارک دیده شده ای است. در این انباشت اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی ، داده های خیلی کم درست در درون انبوه مغشوش نادرستی ها گم است.
اولین بار حسن را در بهمن ۶٥ در کمیته مشترک دیدم. چند روز پس از دستگیری، من را به سلول او بردند. به محض اینکه نگهبان درب سلول را باز کرد و من را بداخل سلول هدایت کرد، بلافاصله یک نفر چشم بندم را باز کرد و مرا در آغوش گرفت. حسن بود با لبخندی زیبا و صمیمی؛ بچه ی سبزوار بود و دو فرزند داشت.
تصویربزرگی از زنده یاد نوید افکاری، همراه با جمله تاریخی وی چندی قبل از اعدام مبنی بر اینکه: "این ها طنابی برای دار زدن دارند، دنبال گردنی می گردند!" حالت خاصی به تجمع بخشیده بود، و توجه همگان، ازجمله فرانسوی ها و توریست های حاضر، را به شدت جلب می کرد.
در این دیداریک ساعته، هیئت نمایندگی جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران ضمن اشاره به هشدارهای مکرر این جمعیت در آخرین دیدار با وزارت امور خارجه سوئد درباره جدی بودن خطر گسترش اعدام ها و تشدید فضای سرکوب در ایران، واکنش دولت سوئد و اتحادیه اروپا را پیش از اعدام نوید افکاری محتاطانه خواند و مورد انتقاد قرارداد.