رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه ۲۳ مارس ۲۰۲۶
دوشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۵

ژوئیه 2021

از آنجا که حکومت جمهوری اسلامی هیچگاه خود را موظف به پاسخگویی به خانواده های جان باختگان فاجعه ملی کشتار زندانیان سیاسی ندانسته است، ازکلیه رسانه ها درخواست می کنیم در برگزاری یک «دادگاه رسانه ای» و پاسخ خانواده ها به اظهارات خلاف واقعیت رئیسی برای تنویر افکار عمومی وجلوگیری ازتحریف تاریخ و نشر اکاذیب توسط آمران و عاملان جنایت علیه بشریت، برای خانواده ها امکان و فرصت پاسخ گویی را فراهم کنند.
فاجعە بارتر از همە اما وضعیت مردم محروم و فقیر بلوچستان است کە هر روزە کرور کرور در اثر محرومیت از امکانات پزشکی بیمار و شمار زیادی از آنان جان می بازند. در چنین اوضاعی اما مسئولین دولتی کە اساسا ارزشی برای جان انسان قائل نیستند بجای تهیە واکسن و امکانات پزشکی و در اولویت قرار دادن واکسیناسیون و نجات مردم از مرگ، مشغول جنگ و جدل بر سر تقسیم تە ماندە ثروتهای ملی بین اعوان و انصار خود و تحکیم موقعیت اقتصادی و سیاسی خود هستند. برای دولت روحانی در مقطع کنونی تقسیم ٦ هزار معدن و توسعە مناطق تجاری بر خرید واکسن و نجات مردم از مرگ ارجحیت دارد
ارگان مهم دیگر در امر هدایت تعاونیها شورای احتماعی آنهاست. این شورا، که متشکل از اعضای تعاونی است، توسط مجمع عمومی انتخاب می شود. شورای اجتماعی ارگانی مشورتی با وظیفۀ نمایندگی و دفاع از منافع اعضا به عنوان کارمندان شرکت مفروض است. انتظار از شورای اجتماعی این است که در برابر تمرکز مدیریتی شورای حکام و شورای مدیریت نوعی وزنۀ مقابل ایجاد کند.
کارفرمایان کە در هفتە اول و دوم این اعتصاب تاریخی تلاش می کردند با توسل بە تهدید و اخراج، ندادن دستمزد ها و قرار دادن نام کارگران مبارز در لیست سیاە بە اعتصاب آنان پایان دهند، با مشاهد شکست تلاشهای خود و طولانی شدن اعتصاب، تاکتیک خود را تغییر دادند. در تعدادی از شرکتها کارفرمایان تاکتیک عقب نشینی در مقابل خواستە های اعتصابیون را در پیش گرفتند و با مراجعە بە کارگران برای گفتگو با آنها اعلام آمادگی کردند...
این واقعیتی است که تحولات سیاسی کنونی در افغانستان چشم انداز نگران کننده و تیره‌ای را نشان می‌دهد و انواع خطرات در کمین آن نشسته است. از تشدید جنگ داخلی و بی ثباتی سیاسی باز هم بیشتر تا تقابل‌های خونین قومی، قدرت‌گیری ارتجاع مذهبی و قبیله‌ای، و بازپس گیری دستاوردهای مدنی و سیاسی از جامعه افغانستان. شبح گسترش فقر و فاقه در فقدان تولید صنعتی و کشاورزی حداقل و کور شدن منابع کانی آن و اینها نیز در شرایطی که تزریق بیست ساله دلار به این کشور، در حال قطع شدن و یا دستکم فروکاهی بنیادی است.
افزایش همە روزە مشکلات اقتصادی و معیشتی بر اکثریت مردم بە همراە یقین آنها نسبت بە ناتوانی حکومت دررفع انبوە مشکلات مردم محرکهایی هستند کەدر فراگیر شدن فزایندە اعتراضات خیابانی و اعتصابات مردم بە جان آمدە نقش مهمی دارند. محرکهایی کە هیچ کدام از جناح های حکومتی برنامە و راە حل کارگشایی برای آن ندارند. کە اگر داشتند کار مردم و مملکت بە اینجا کە هست نمی کشید.
حال او باقامتی تکیده ،چهره ای شکسته وپیر شده که نشان از پای سنگین گذر دژخیمان بر جسم او دارد، پیکر نحیف خود برعصای دستی حمایل کرده ودر مقابل در زندان ایستاده است.اما! نوری زاد را با شمایل نمی توان توصیف کرد. او روح زنده و سلحشور یک ملت است. روحی بزرگ در قالب یک انسان. من در چهره تکیده او با آن آرامش ولبخند چیزی جز عظمت یک انسان در نبردی نا برابررا نمی بینم.
آنها تا کنون صدها کارگر را از کار اخراج کرده و می کوشند خانوادە‌های آن‌ها را با تحمیل گرسنگی بە مجازات برسانند. وظیفە انسانی و میهنی، اجتماعی و وجدانی همە ما حکم می کند کە با کمک‌های معنوی و مادی بە کارگران، بە یاری آنها و خانوادە های شان بشتابیم....
با همه فجایع در افغانستان، اما موقعیت این کشور را نباید به معنی زوال آن گرفت! این سرزمین خونین و مجروح علیرغم درگیربودن با هر دشواری‌ که گریبانگیرش است، نه فقط راهی جز پیوستن به توسعه و دمکراسی ندارد بلکه درسیاه تاریکی‌های افق آن، نقطه امیدهای نوین نیز سوسو می‌زنند که دلگرم‌کننده‌اند. جامعه مدنی در آن، راه خود را از میان ویرانه‌های خونین می‌گشاید تا از درز شکاف‌ها سربزند و بیشتر بشکفد. درون این جامعه، ظرفیت‌هایی دارند شکل می‌گیرند ولو البته هنوز نه انچنان توانمند که رقم زننده اوضاع باشند.