رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه ۱۶ مارس ۲۰۲۶
دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴

شب رفتنی است!

شب رفتنی است!

شب رفتنی است!

شرارهای امید،

گهگاه،

از هرسوی آسمان تیره،

مرا به خود می خوانند.

پنداری بانگ بر می دارند:

شب رفتنی است!

در اندیشه ی پیشباز روز باش!

تیرگی شب قلبم را نمی فشارد

نوید تابش مهر،

آن را به امید می آکند

گویی درآستانه ی روزم

تابنده – مهرگویی،

ندا در می دهد:

در انتظار پروازت مانده ام؛

تا برتو رهرو شیدا،

آغوش برگشایم

 

بال پروازم توانی تازه می گیرد

من می توانم، می توانم،

مرز میان شب و روز را در نوردم

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید