در تدوين اساسنامه، ابتدا لازم است که به يک سئوال پاسخ داده شود. مبانی تدوين اساسنامه چيست؟ پاسخ به اين سئوال در رابطه با انتخاب الگوی حزبی، تهيه و تدوين اساسنامه سازمان يا حزب سياسی از اهميت برخوردار است.
معمولا در پاسخ به اين سئوال بلافاصله گفته می شود: ديدگاه ها و برنامه. اين پاسخ در عين حاليکه بر منطق درستی استوار است ولی صرفا به يک پارامتر اشاره دارد. طبعا بين ديدگاه ها و برنامه حزب با اساسنامه پيوند نزديک وجود دارد و اساسنامه نمی تواند جدا از ديدگاه ها و برنامه حزب سياسی تدوين شود. ولی تنها مبنای تدوين اساسنامه نيست. در تدوين اساسنامه علاوه بر ديدگاه ها و برنامه، پارامترهای ديگری هم موثر هستند:
ـ استراتژی سياسی
ـ کار مخفی و يا علنی و قانونی
ـ پارادايم سازمان و الگوهای حزبی
ديدگاهها و برنامه
ديدگاهها و برنامه حزب به درجاتی مشخص کننده الگوی حزبی، پرنسيپ ها و ساختار آن است. ديدگاه و برنامه ای که بر انقلاب سياسی و اجتماعی و رهبری آن توسط حزب اعتقاد دارد و برای حزب رسالت تاريخی ساختن سوسياليسم را قائل است، منطقا بايد الگوی حزبی متناسب با آن را برگزيند. میتوان مشخصات چنين حزبی را کمابيش در خطوط زير بيان کرد:
ـ تجهيز به جهانبينی واحد
ـ اصل قرار دادن وحدت نظر و اراده واحد در حزب
ـ بسته بودن
ـ تاکيد بر يکپارچگی حزب
ـ سانتراليسم ـ دموکراتيک
ـ عدم پذيرش گرايشهای فکری و فراکسيون
ـ عدم تامين آزادی بيان نظرات برای اعضای حزب در رسانهها
ـ ملزم بودن عضو برای تبليغ سياست های حزب زمانيکه با آن مخالف است
ديدگاه و برنامه ای که به آزادی و دمکراسی و پيوند آنها با سوسياليسم اعتقاد دارد و برای استقرار دمکراسی و تامين عدالت اجتماعی در کشور مبارزه می کند، نمی تواند الگوی حزب ايدئولوژيک و آهنين را به کار بندد. چنين ديدگاه و برنامه ای الگوی بالکل متفاوت از الگوی مزبور را می طلبد. می توان مشخصه های اصلی اين الگو را بر شمرد:
ـ فاصله گيری از تجهيز حزب به جهانبينی واحد
ـ پی ريزی حزب بر پايه دمکراسی
ـ پذيرش گرايش ها و فراکسيون در حزب
ـ باز بودن حزب و تامين شفافيت در آن
ـ تامين آزادی بيان و حق انتشار نظرات اعضا در رسانه ها
ـ داوطلبانه بودن پذيرش مسئوليت
ـ تامين مشارکت اعضا در مسائل حياتی حزب
استراتژی سياسی يا نظامی و اشکال مبارزه
استراتژی بر حسب اينکه نظامی و يا سياسی باشد، مبارزه بر حسب اينکه مسلحانه و يا مسالمتآميز باشد، در نوع سازماندهی و لزومأ در اساسنامه احزاب تاثيرات جدی دارد. گرچه تدوين اساسنامه در بين احزاب و يا سازمان هائی که معتقد به مبارزه مسلحانه هستند، چندان رايج نيست. اما در عمل ساختار و مناسباتی که در درون حزب و يا سازمان شکل می گيرد که در حقيقت نشانگر اساسنامه نانوشته است، از ويژگیهائی برخوردار است که آن را از حزب سياسی منفک می کند. بعلاوه گاه آئيننامههائی در سازمانهای مسلح تدوين میشود که بار اساسنامه را دارد.
اين نوع سازمان ها ساختار و مناسبات نزديک به نهادهای نظامی را دارند و بر حسب اينکه در شکل چريکی و يا ارتش عمل کنند، تمايزاتی با هم پيدا می کنند. ولی آنچه مشخص است در اين سازمان ها سيستم متمرکز در شکل فرماندهی نظامی حاکم است و تبعيت مطلق مبنای مناسبات پائين و بالا، اعضا و مرکزيت است. عدم تبعيت از تصميمات رهبری توسط عضو و يا حتی انصراف آن از ادامه عضويت در سازمان، می تواند پيامدهای سنگين داشته باشد.
ساختار سازمان های نظامی از جمله سازمانهای چريکی بر هيرارشی مطلق و فوقالعاده متمرکز استوار است و سلول پايه ای در سازمان های چريکی شهری، خانه تيمی است. در چنين سازمان هائی توتاليتاريسم حاکم بوده و اعضا فاقد زندگی خصوصی میباشند و سازمان حق دخالت در تمام وجوه زندگی اعضای خود را دارد. در حاليکه ارتش های کلاسيک از چنين خصوصيتی برخوردار نيستند.
استراتژی سياسی، سازماندهی و مناسبات درونی بالکل متفاوتی از استراتژی نظامی را میطلبد. استراتژی سياسی ساختار سازمانی حزبی را میطلبد و استراتژی نظامی ساختار مشابه ارتش و يا سازمانهای چريکی را. ما هر دو دوره را تجربه کرده ايم و نسبت به تفاوت آن دو آگاهی داريم.
استراتژی انقلابی و استراتژی اصلاحطلبانه
اساسنامه حزبی که استراتژی آن سرنگونی رژيم حاکم و تدارک انقلاب است با حزبی که اعتقاد بر رفرم در چارچوب نظام موجود را دارد، نمی تواند يکی باشد. حزبی که تدارک انقلاب می بيند نيازمند ساختار متمرکز، بسته، انعطافناپذير، منضبط و منجسمی است. ظرفيت چنين حزبی برای پذيرش پرنسيپ های دمکراتيک اندک است. ولی حزبی که برای رفرم مبارزه می کند چندان نيازمند ايجاد تشکيلات پولادين، ساختار متمرکز و بسته نيست. اين امر به منزله آن نيست که تمام احزاب رفرميست بر پايه دمکراسی پی ريزی شده اند و به پرنسيپ های دمکراتيک پای بند هستند ولی نوع مبارزه و برنامه اين احزاب ايجاب نمی کند که واجد تشکيلات آهنين و ساختار متمرکز باشند. برنامه آنها از ظرفيت بيشتری برای کاربست پرنسيپ های دمکراتيک در ساختار حزب و مناسبات درونی برخوردار است.
فعاليت مخفی
فعاليت مخفی الزاماتی را به جهت مناسبات و ساختار بر حزب تحميل می کند که در شرايط فعاليت علنی و قانونی از ان اجتناب میورزد. فعاليت مخفی نيازمند ساختار متمرکز، بسته و مناسبات فردی است. لذا امکان کاربست وجوه مختلف دمکراسی وجود ندارد. مهمترين دغدغه حزب نه دمکراسی، بلکه رعايت مخفیکاری و جلوگيری از عدم درز اطلاعات است. در چنين شرايطی نه امکان گردهمائی وجود دارد و نه امکان تاثيرگذاری اعضا در تصميمات حزبی و نه امکان انتخاب. شفافيت سهم مهلکی برای کار مخفی به حساب میآيد و لذا حزب در فضای تاريک فعاليت خود را پيش میبرد.
در شرايط کار مخفی مناسبات عمدتا فردی است و فعالين کمترين اطلاع را از ديگران و حزب دارند. ساختارها و مناسبات درونی احزاب در شرايط کار مخفی به ساختارهای و مناسبات سازمانهای چريکی نزديک است. گرچه برخلاف آنها، پايه حزب نه خانههای تيمی، بلکه سلولهای مخفی و يا افراد هستند.
معمولا حزب برای شرايط فعاليت مخفی اساسنامه تدوين نمی کند و پای بندی به اساسنامه متداول حزبی را در چنين شرايطی امکانپذير نمی داند. اما هر فعاليت مخفی از ساختار و مناسبات معينی برخوردار است. در شرايط فعاليت مخفی، نه امکان کاربست پرنسيپهای دمکراتيک وجود دارد و نه تامين حقوق اعضا.
الگوهای حزبی و پارادايم سازمان
رابطه اساسنامه با پارادايم سازمان و الگوهای حزبی موضوعی است که جداگانه بايد به آن پرداخت.
افزودن دیدگاه جدید