رفتن به محتوای اصلی
پنجشنبه ۱۹ مارس ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴

ژانویه 2021

فایل صوتی جلسه تلگرامی جمعه ۱۰بهمن ۹۹

میهمان برنامه: محمد کریم آسایش – پژوهشگر و کنشگر شهری و مدنی
خرابکار یک پایش کفش داشت و از پاشنه بدون کفش خون چکه میکرد و استخوان دستش از آرنج به بالا در اثر اصابت گلوله شکسته و بیرون زده بود. وقتی برانکارد را برداشتم، سرش را کمی بلند کرده و با رنگ پریده اش لبخندی بمن زد و سرش را گذاشت پایین. در مکالماتی که هم مستقیم و هم از بی سیم های مامورین می آمد نام عباس جمشیدی را بارها شیندم.
هدف حکومت (رئیس زندان‌) بیمارکردن نیروهای مبارز بودکه بعد از آزادی درگیر بیماری شوند و درروند شرکت در مبارزه شان اختلال ایجاد شود! به این‌خاطر بچه‌ها، بطورجمعی، دست به اعتصاب غذا زده و در حیاط جمع شدند.
نیروهای گارد جلوی ما صف کشیدند. بعد ازمدتی و با مذاکره، بچه‌ها موفق شدند برنامه غذائی را تغییر دهند.
در پی انتشار مانیفست تئاتر استقلال در شماره‌ی پیشین صحنه‌ معاصر، پرسش‌هایی جدی در پیش رویمان قرار گرفت که لازم دیدیم پاسخی در خور به آن‌ها داده شود. طبعاً آنچه که در این پرسش‌ها مطرح شده بود، در چهارچوب مانیفست نمی‌گنجید و پرداختن به آنها مجالی دیگر می‌طلبید. از این رو، برای روشن شدن نکات احتمالاً مبهم مسیری که در تحقق اهداف مانیفست متصوریم، بر آن شدیم که در ادامه‌ی راه و در تکمیل آنچه در مانیفست بیان کرده‌ایم، کوشش کنیم به این پرسش‌ها بپردازیم.
این که جناح حاکم علیرغم خیزبلندی که برداشته است بتواند به تحقق سودای یکدست سازی و بقیه قضایا نائل شود، البته خود به معنی واردشدن به قماربزرگی است که فی الواقع بردی در آن وجودندارد. نه فقط جامعه در اکثریت بسیاربالا با چنین مالیخولیائی احساس هیچ گونه همذات پنداری ندارد که برعکس آشکارا رؤیای دیگر و متضادی را دنبال می کند، و هم جهان پیرامون در برابرآن است.
آنچه در زیر می آید برشی است از سال‌های ٤٥ تا مهر ٤٧ دانشگاه تبریز که نگارنده آن مدت را در لحظه لحظه‌‌اش زیست و با چم و خم مسایلش گره خورد. یک نقاشی زنده است‌ از هر آنچه که طی این بازه زمانی در آنجا گذشت و روایتی با قسمی دخالت دادن جنبه‌های تحلیلی و بعضاً هم آوردن پاره خاطرات شخصی تا بتوان از سیر روندها و تحولات فکری و مبارزاتی آن زمان تصویری زنده‌ به دست داد. قصد، ارایه روانشناسی آن روزگار است در یکی از مکان‌هایی که منزلگهی برای جریان چریک‌ فدایی بود.
من به اين تلخ، يقين دارم
من كه چون قطره‌ای بر گِرداگِردِ اين دريا چرخيدم،
وَز تماشای اجسادِ امواجِ به‌جان‌آمده در مَسلَخِ ساحل‌ها
از دو دريای پريشان‌ام، امواجی به‌تنگ‌آمده را ديدم-
كه چه‌گونه سر بر ساحلِ من می‌كوبند.
محققان پیش بینی می کنند که سیر نزولی در سهم انرژیهای مذکور ادامه یابد، زیرا بسیاری از کشورهای اروپائی در صدد خاتمه دادن به برنامه های هسته ای شان و یا تقلیل شدید آن اند: آلمان در سال 2022، بلژیک در سال 2025، اسپانیا در سال 2030 به برنامۀ هسته ای برای تولید الکتریسیته خاتمه خواهند داد و فرانسه – بزرگترین تولید کنندۀ "برق اتمی" - تا سال 2035 تولید خود را به نصف مقدار کنونی تقلیل خواهد داد.
در یکی از رفت و آمدها همدیگر را دیدیم و برای هم دست تکان دادیم و دیگر هیچ خبری از او نداشتم و حتی نام اش را نمی‌دانستم تا، در دوران سربازی در کرمان سال ۱۳۵۵ دریکی از روزها در خیابانی منتهی به فلکه مشتاقیه، او را دیدم.