پنجشنبه ۱۹ مارس ۲۰۲۶
پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
ژانویه 2021
در شرایطی که اختلاسهای میلیاردی و دزدی های نجومی بیداد میکنند، گرانی سرسامآور مایحتاج زندگی، فشار هر چه بیشتری به مستمریبگیران وارد می کند، بازنشستگان بعد از یک عمر کار و زحمت، این حق را دارند که زندگی شایستهای داشتهباشند. بازنشستگان خواستار آن هستند که مستمری به خط فقر رسانده شود، همسان سازی انجام پذیرد و خدمات درمانی رایگان به آنان تعلق گیرد.
هدف کشورهای امپریالیستی از این پروژه های رهبر تراشی و به راه انداختن به اصطلاح انقلاب های رنگی، تنها در هم شکستن رقیبان خویش، گسترش تسلط خویش بر بازارهای بیشتر نیروی کار، منابع طبیعی و بازارهای مصرف است. لازم به تذّکر است که شرط اولیه نائل آمدن به چنین هدف هایی، در وحله اول از هم پاشاندن رقیبان خویش و اعمال کنترل سیاسی امنیتی از طریق بر سر کار آوردن ستون پنجم و دست نشاندگان مزدور خویش، تحت پوشش حمایت های مالی، سیاسی، تبلیغاتی و نظامی خودشان است.
من در همان اتاق، شاهد لطیفترین احساسات پشت آن چهرههای انقلابی شدم و نازک ترین مهربانیها را در آن نگاههای پلنگ وار دیدم. فداکاریها از خرد تا کلان و گذشتن از خود بی دریغ را، که وصفشان نیز برایم دشوار است. از مسعود که وجودش آکنده از مبارزه بود تا عباس با آن شخصیت مستحکمی که با خود داشت. آرش، آژنگ، گلوی بذله گو، موید همیشه شوخ، آریان مهربان، نجابت توکلی، صلابت عرب هریسی، مجید تیزهوش و حاجیان پرجنب و جوش. همه و همه. آن اتاق، عصاره مبارزه انقلابی بود و همزمان، نماد ایثار بیمانند در راه آرمانهای والا.
ما بر «نه» به انتخابات فرمایشی و برگزاری انتخابات آزاد، قضاوت صندوق های رای و پذيرش رای آزادانهی مردم پای می فشاریم. برگزاری انتخابات آزاد مشروط به تامین شرائط آن، از جمله: آزادی زندانیان سیاسی، تامین آزادی فعالیت احزاب مخالف، سندیکاهای کارگری، تشکل ها و انجمن های سیاسی و صنفی، آزادی مطبوعات، گردهمائی ها و مبادلۀ آزادانهی اطلاعات است.
از کجا می داند،
جوانی سَرخوش و خنده رو
انتظارش را می کشد
شانه هایش را در چنگ می گیرد
و خستگیِ سالهایِ خسته
از تن اش،
قطره-قطره بیرون می ریزد
جوانی سَرخوش و خنده رو
انتظارش را می کشد
شانه هایش را در چنگ می گیرد
و خستگیِ سالهایِ خسته
از تن اش،
قطره-قطره بیرون می ریزد
ورودی های سالهای ۵۰، ۵۱، ۵۲، ۵۳، و جذب بخشی از آنها به اتاق کوه، گامی بود در جهت هر چه بیشتر سیاسی شدن، فضای موجود. سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۴ دانشگاه چه به لحاظ اعتصابات دانشجویی که بخشاً از فضای دانشگاه خارج شده و به جامعه کشیده شده بود، چه به لحاظ حجم و ابعاد فعالیت های فوق برنامه دانشجویی، نظير سخنرانی، نمایش فیلم، تأتر، برپایی این نمایشگاه نقاشی و عکس و چه به لحاظ گسترش و تنوع فعالیت اتاق کوه و جانشینی فعالان قدیمی با فعالان جوانتر، میتوان از نقاط اوج جنبش دانشجویی دانست.
از خانه به خیابان مى زنم ...، شاخه هاى خشك در باد مى رقصند، چراغ هاى خیابان ساكت از كرونا روشن است. یاد آن شبى مى افتم كه با فانوس در را به روى برق چشمان غلام باز كردم ، آن شب هم شاخه ها در باد تكان مى خوردند و سایه هاى ترسناكى بر دیوار خانه قدیمى مان مى افتاد. آن شبى كه تا صبح من و غلام ، بیژن را بر در و دیوار شهر تكثیر مى كردیم ...
یکی دو روز بعد آمدند و چند نفرمان را که اسممان را نوشته بودند صدا زدند و به صف از بند بیرون بردند؛ و تک تک اسمها را خواندند و به من که رسید نگاهی به من کرد و با مکث گفت حالا تو بیا اینور؛ بعد رفقا را برد و بعد فهمیدم که همگی شان را برای همیشه از ما گرفتند و مرا در همان وضعیت یک ساعت نگاه داشتند و گفتند برو بند تا بعد!
بر پایه تجارب تلخ تکراری طی چهار دهه گذشته، این نگرانی وجود دارد که بازداشتهای اخیر از فعالان ملی و قومی، احتمالا خطر جانی برای آنان در پی داشته باشد. بر اساس پارهای اخبار، بازداشتیها در معرض اتهامهای سنگین قرار دارند. مردم کردستان طی چهار دهه گذشته بارها تازیانه چنین یورشهایی را خورده و از آن بوی خون شنیدهاند. آنان هربار فرزندانی از خود را قربانی برنامهها و تصمیمات امنیتی و انتقام جوییهای سرکوبگران دیدهاند.